آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر روضه امام حسین (ع) – ظاهراً جد اطهرش هم بود (مصطفی متولی)
ظاهراً جد اطهرش هم بودپدرش بود مادرش هم بود وقتی افتاد روی گونۀ راستبین مقتل برادرش هم بود جای سالم نبود در بدنشزخم تا بود پیکرش هم بود زیر پای […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – بر چشم های کوچکم سویی نمانده
بر چشم های کوچکم سویی نماندهبعد تو بابا جون,هیاهویی نمانده تا شام,من پشت سر تو می دویدمدیگر توانی نیست,زانویی نمانده دست مرا بستند از ناقه بیفتمبا صورتم بابا… ابرویی نمانده […] -
0
اشعار شهادت امام حسین (ع) – دل ها هوایی شده و گرفته باز بهوونه بهوونه
دلم هوایی شده و گرفته باز بهوونه بهونه بهونهدوباره فکر کربلا کرده من و دیوونه دیوونه دیونه تا که بگی اسم تو رو هم تو زوارام نوشتم نوشتمآواره روضه هاتم […] -
0
اشعار روزعاشورا – بنویس روی صفحه قلم … آه کربلا
بنویس روی صفحه قلم … آه کربلاآتش گرفت باز دلم … آه کربلا دوری ، شکستگی ، دل پرخسته از همهخیره به قاب عکس حرم … آه کربلا بعد از […] -
0
شعر شب عاشورا – خواب دیدم در این شب غربت
خواب دیدم در این شب غربتخواب دستی عجیب و خون آلود خواب دیدم که پیکرم خواهرطعمه ی گرگ های وحشی بود اضطرابی به جانم افتادهکه بیان کردنش میسّر نیست یک […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
اشعار کاروان اسرا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
اشعار کاروان اسرا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
-
0
اشعار ولادت حضرت علی اصغر (ع) – وقتی به عشق ِ عشق لبم باز می شود
وقتی به عشق ِ عشق لبم باز می شودهر لفظی از نوشته ام اِعجاز می شود حالا قلم به روی ورق آمده فرودروی لب مقرَّب رب آمده درود چشم ستاره […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – عضو عضو بدنت در همه جا ریخته است
عضو عضو بدنت در همه جا ریخته استبدنت خورد شده یک ، دو سه تا ریخته است تو خودت راه نشانم بده تا جمع کنمقسمتی دست من و بقیه کجا […]