آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر روضه حضرت رقیه (س) – لبریز شهد عاطفه جام رقیه است
لبریز شهد عاطفه جام رقیه استآوای مهر جان ز کلام رقیه است جان سوز و کفر سوز و روان سوز و ظلم سوزدر گوشه خرابه کلام رقیه است چون او […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – شبیه هرچه که عاشق، سَرَت جدا شده است (عارف دهقانی)
شبیه هرچه که عاشق، سَرَت جدا شده استتمام هستی پهناورت جدا شده است غزل چگونه بگویم ز قطعه های تنت؟!که بیت بیت تو از پیکرت جدا شده است چه سرگذشت […] -
0
شعر شور شهادت حضرت قاسم(ع) – ای گل یاسمن ، یادگار حسن (مهدی روحی)
ای گل یاسمن ، یادگار حسنبعد از تو قاسمم ، خزان شده چمن شکستی با رفتنت دل من ، ( غم مرگت گشته قاتل من (۲))میوه ی قلب حسن ، […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی
پیغمبرانه بود ظهوری که داشتیخورشید بود جلوه طوری که داشتی شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدیدر بندگی گذشت حضوری که داشتی هر شب نصیب سفره شهرمدینه شددر کنج […] -
0
شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) – من میان شهری از نامردمی مهمانم (مهدی عظیمی)
من میان شهری از نامردمی مهمانمچشم به راه توام و کوفه شده زندانم آمدم در ره تو باز گرفتار شومدرد غربت بکشم مشتری دار شوم جز زنی پیر به دادم […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – دل مجنون همیشه با لیلاست
دل مجنون همیشه با لیلاستمی رود سوی هر کجا لیلاست قدم عاشقی که برداریبعد از آن اختیار با لیلاست تپش قلب تو ، نمی دانمتپش قلب من که یا لیلاست […] -
0
شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) – سر سودایی من برسر دار است حسین (مجید رجبی)
سر سودایی من برسر دار است حسینآسمان در نظرم تیره و تار است حسین من پرستوی توام بال و پرم بشکستهبه گمانم که مرا آخر کار است حسین هر چه […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه شب و خورشید و آشیانه من
مشخصاتمناسبت شهادتسبک مرثیهقالب قصیدهشاعر سازگار حاج غلامرضامنبع یک ماه خون گرفته(۱)تعداد استفاده ۰متن شعرشب و خورشید و آشیانه ی مننورباران شده است خانه ی منطَبَقِ نور شد در این دل […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – اگر چه وسعت دریای غم کنار نداشت
اگر چه وسعت دریای غم کنار نداشتتحمل غم عشقت یک از هزار نداشت نشسته بود به شام خرابه در اندوه سه ساله ای که به دور از پدر قرار نداشت […] -
0
اشعار شهادت حضرت مسلم (ع) – کاش می شد بنویسم که گرفتار شدم
کاش می شد بنویسم که گرفتار شدممثل خورشید گرفتار شب تار شدم مرد این شهرم و بر پیر زنی مدیونماین هم از غربت من بود که ناچار شدم من نمی […]