آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – حریم قدس مرا جبرییل، دربان است (غلامرضا سازگار)
حریم قدس مرا جبرییل، دربان استمزار کوچک من قبلۀ بزرگان است اگر چه ابر سیاهیست بر مه رویمز اشک دیده مزارم ستاره باران است ز تازیانه تنم آیه آیه گردیدهچنان […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – باور نداشتم که بیایی برابرم
باور نداشتم که بیایی برابرمامشب تویی برابرمن نیست باورم هرچند بال پرزدنم را شکسته انداما برای باتو پریدن کبوترم دستی نمانده حلقه کنم دور گردنتمویی نمانده تا بکشی شانه بر […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – زنده ماندن بدون بابا، نه
زنده ماندن بدون بابا، نهکوفه رفتن، بدون سقا، نه من قسم خورده ام جدا نشوملحظه ای از کنار بابا، نه ما اسیریم و هر کجا ببریدمی رویم، غیر شام، آنجا […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – چهل طلوع… چهل صبح زرد بیخورشید
چهل طلوع… چهل صبح زرد بیخورشیدزمین! به دور مدارت نگرد بیخورشید چهل غروب، چهل شط خون سرگردانکه از مدار زمین گشته طرد بیخورشید صدای شیهه اسبی است …. در افق […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – کاروان رفت و من سوخته دل جا ماندم(سید رضا موید)
کاروان رفت و من سوخته دل جا ماندمآه کز ناقه بیـفتادم و تنها ماندم همرهان بی خبر از من بگذشتند و دریغمن و حشت زده در ظلمت صحرا ماندم در […] -
0
اشعار حضرت رقیه (س) – دختـری را کـه پـدر در سفـر است
دختـری را کـه پـدر در سفـر استهمـۀ چشـم امیـدش بـه در است تـا کـه بابـا نیـاد آروم نـدارههمـه آرامـش دختـر پـدر است تمـام عالـم کسی ندیـدهسه ساله دختر قدش خمیده […] -
0
شعر نوحه حضرت حر (ع) – من حر گنهکار تـو هستم ای عزیز زهرا
من حر گنهکار تـو هستم ای عزیز زهراباز آمدم و دل به تو بستم ای عزیز زهرا تو مظهر غفار، من حر گنهکار(۲)***** آمدم که جان کنم فدایت ای شمس […] -
0
اشعار مربوط به رقیه کبود اندام
سرشکم سرخ و اندامم کبود و خود سیه پوشمهمیشه طفل کوچک جا در آغوش پدر داردمن ویران نشین باشد سر بابا در آغوشملبان تشنه ات را بوسه دادم سوخت لبهایماز […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه گمشده بودم
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعرگمشده بودم با تو پیدا شدماومدی و صاحب بابا شدممنم رقیه بابا جون جا نخورفقط یه کم شبیه زهرا شدمحالا که اومدی […] -
0
شعر روضه حضرت رقیه (س) – من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده، خاموشم (سازگار)
من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده، خاموشمهمه کردند غیر از چند پروانه، فراموشم اگر بیمار شد کس، گل برایش می برند و منبه جای دسته گل باشد […]