آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – طفل من بی شیر است ، سهم آبش تیر است
طفل من بی شیر است ، سهم آبش تیر استبر گلویش این تیر ، مثل یک شمشیر است حرمله غنچهی من چیدی و پرپر کردیخون به قلب پدر و عمّه […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم
امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارمخـورشـیـد روی نـیـزه را در راه دارم مـات رخـش در کـنـج ایـن ویـرانـه هـسـتـمصـحـبـت بـه لـکـنـت بـا سـر آن شاه دارم بـهـر پـذیـرایـی […] -
0
شعر نوحه حضرت حر (ع) – من حر گنهکار تـو هستم ای عزیز زهرا
من حر گنهکار تـو هستم ای عزیز زهراباز آمدم و دل به تو بستم ای عزیز زهرا تو مظهر غفار، من حر گنهکار(۲)***** آمدم که جان کنم فدایت ای شمس […] -
0
بحر طویل روز عاشورا – الا ای قوم ، من جان محمد روح قرآنم ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم (غلام رضا سازگار)
الا ای قوم ، من جان محمد روح قرآنم ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم زعیم و رهنما و ناخدای ملک توحیدم امام و پیشوا و مقتذای اهل ایمانم نمازم،روزه […] -
0
اشعار حضرت رقیه (س) – نـام تـو ای زیبـای من
نـام تـو ای زیبـای منشد نیمه شب آوای من بابـای مـن، بابای مندر کـنج ویرانـه، غریبانه، شدی مهمان من ای پاره پاره لب، مهِ زینب! فدایت جان منبابا حسین چشمان […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه بلبلی امشب به ویران
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ***قالب غزلشاعر انسانی حاج علیمنبع یک دمتعداد استفاده ۰متن شعربلبلی امشب به ویران نغمه خوانی می کندتلخ کامی دیده و شیرین زبانی می کنددعوت از مهمان به جا […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – نگران بودم و پریشان حال
نگران بودم و پریشان حالناگهان شیهه ی عقاب آمد متوجه شدم که لشگر کفربه سراغ تو با شتاب آمد دیدم از دور ابن منقذ راداغ تو بر دلم گذاشت علی […] -
0
شعر ویژه عاشورا – دارد سر از تن تو جدا می کند چرا؟
دارد سر از تن تو جدا می کند چرا؟از پشت گردنِ تو جدا می کند چرا؟ چیزی نمانده پس به عقیله نگاه کنتا آخرین نفس به عقیله نگاه کن تکلیف […] -
0
اشعار مربوط به رقیه نوحه حضرت رقیه شد دیدنی
او شمع و من مانند پروانه امشب فراق من سر آمد مهمانم امشب با سر آمد–ای باغبان، نیلوفر تو هستم ** بابا ببین من دختر تو هستمامّا شبیه مادر تو […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – به سوز و نوایم – رسیده بابایم – نشسته روی دامن من
به سوز و نوایم – رسیده بابایم – نشسته روی دامن منسر زده بر دختر – بابا تنها با سر – نداره اون نه پیکر و تن لبات زده خشکی […]