آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – دست از سرم بردار من بابا ندارم
دست از سرم بردار من بابا ندارمزخمی شدم بهر دویدن پا ندارم گیسو سپیدم احترامم را نگهدارسیلی نزن من با کسی دعوا ندارم باشد بزن، چشم عمو را دور دیدیمن […] -
0
اشعار ولادت حضرت رقیه (س) – سلام ما به حضور مطهّرت خاتون
سلام ما به حضور مطهّرت خاتوندرود ، دختر ارباب عشق و زیبائی سلام روشنی چشمهای ثاراللهدرود آبی بی انتهای دریائی خوش آمدی و قدم رنجه کردی ای خاتونو غصّه را […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – میچکد از چشم لیلا اشک حسرت بهر اکبر
میچکد از چشم لیلا اشک حسرت بهر اکبرمهلقا شد سوی میدان برده با خود قلب مادر در دل سـوزان بابـا آتش غـم زد زبانهنور چشمان و امیدش جانب میدان روانه […] -
0
شعر میلاد امام حسین (ع) – چه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری! “محمد ناصری”
چه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری!به جمع سایه نشینان عنایتی داری غبار تربت تو با دم مسیح یکی ستعجب دوای عجیبی چه تربتی داری در آن جمال […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – به سوز و نوایم – رسیده بابایم – نشسته روی دامن من
به سوز و نوایم – رسیده بابایم – نشسته روی دامن منسر زده بر دختر – بابا تنها با سر – نداره اون نه پیکر و تن لبات زده خشکی […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – ماه پر از ستارهام، مصحف پارهپارهام
ماه پر از ستارهام، مصحف پارهپارهامدیده گشا، به من که من، کشتۀ یک اشارهام یا ولدی، علی علی یا ولدی، علی علی همدم دلنواز من، کبوتر حجاز منظهر شده اذان […] -
0
شعر نوحه شهادت حضرت مسلم (ع) – چون میسر نشود فرصت دیار شما (محمد عظیمی)
چون میسر نشود فرصت دیار شماما که رفتیم خداوند نگهدار شما نامتان روی علم بود و زدستم افتادکاش برداردش از خاک علمدار شما جرم عشق است که یاد چنین بسته […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – تو یوسف لیلایی – شبیه جدّ مایی
تو یوسف لیلایی – شبیه جدّ ماییراه تو راه سعادت – برو از بهر شهادت ولدی علیّ ِ اکبر… به سوی میدان رفتی – با کام عطشان رفتیباشد ای شبه […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – علی که مهمان علی اکبر ست
علی که مهمان علی اکبر ستفاطمه خندان علی اکبر ست آنکه شبیه رخِ پیغمبر ستگل رخ تابان علی اکبر ست انس و ملک، شمس و قمر، ماه و مهرتشنهی فرمانِ […] -
0
اشعار شهادت عبداله بن حسن (ع) – برای پرزدنت حجم آسمان کم بود
برای پرزدنت حجم آسمان کم بودولی به بال و پر خسته ات، توان کم بود شتاب کردی و واماند بند نعلینتچقدر شوق شهادت ؟ مگر زمان کم بود؟ چرا تو […]