آرشیو امام حسین (ع)
-
0
مقتل ابصار العین فی انصار الحسین – حبشی بن قیس نهمی
حبشی بن قیس بن سلم بن طریف بن ابان بن سلمه بن حارث همدانی نهمی (بنونهم نسلی از همدان بوده است)؛ چنان که جماعتی از اهل طبقات گفتهاند، صحابی بوده […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) – غنچه اگر خم شدهست و تاب ندارد
غنچه اگر خم شدهست و تاب ندارداز سر شاخه نچین ، گلاب ندارد ماهی من لب به روی لب زَنَد امّاقدرت آنکه بگوید آب ندارد دین شما چیست..؟…از کدام قُماشید..؟آب […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – ای ضیـاء بصـرم پسـرم ای پسـرم
ای ضیـاء بصـرم پسـرم ای پسـرمبـا سکـوت تو شده، پاره پاره جگرم من که با چشم ترم از لب خشکت خجلمخندۀ قاتـل تـو میزنـد آتش بـه دلم پسرم ای پسرم […] -
0
مداحی – شهادت حضرت رقیه (س) – شکر خدا که با غم تو آشنا شدیم
مداحی مناسبت: شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها مداح: میثم مطیعی عنوان: شکر خدا که با غم تو آشنا شدیم شکر خدا که با غم تو آشنا شدیم آقا شدیم […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – در غربت این سرزمین افتاده پرپر بر زمین یاس جوانمرگ من
در غربت این سرزمین افتاده پرپر بر زمین یاس جوانمرگ مندریای خون گشته دلم اتش گرفته حاصلم جانی نمانده به تن صورت بذارم بر گل رخساره ی پر خون اواشک […] -
0
مقتل – شهادت نه نفر از غلامان و چاکران امام
مرحوم صدر قزوینی در حدائق الانس به نقل روضه الشهداء مینویسد:سه نفر از نوکرهای در خانه حضرت که خادم آستانه بودند به یاری مخدوم نشاتین برآمدند این سه عبارت بودند […] -
0
ترجمه مقاتل الطالبین – اطلاع یافتن ابراهیم از کشته شدن برادرش محمد
باخمری به فتح را موضعی است بین کوفه و واسط، البته به کوفه نزدیک تر است. قبر ابراهیم در آنجاست. یحیی بن علی از ابوزید از مسعود بن حارث و […] -
0
اربعین امام حسین (ع) – ای کربلا ای کعبه عشق و امیدم (سید رضا مؤید)
ای کربلا ای کعبه عشق و امیدمبعد از جدایی ها به دیدارت رسیدم ای کربلا اغوش بگشا زینب آمدمن زینبم کز رنج دوری ها خمیدم هر روز دیدم کربلای تازه […] -
0
مقتل – اذن جهاد خواستن حضرت علی اکبر از پدر بزرگوارش
چو نوبت به آل پیمبر رسید جهان جامهی صبر در بردریدنخستین علی اکبر مه لقا نمودی شه تشنه را جان فداپس از شهادت همه انصار و اصحاب با وفای امام […] -
0
آزادی مختار از زندان بعد از حادثه کربلا
مختار، زائده بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، عبدالله فرزند عمر بن خطاب، به مدینه فرستاد و به او گفت: که ماجرا را به عبدالله بگوید و او از […]