آرشیو مقتل
-
0
مقتل ابصار العین فی انصار الحسین – قسم بن حبیب بن ابی بشر ازدی
قسم، جنگجوئی از شیعیان کوفه بود. با ابنسعد بیرون رفت و چون به کربلا رسید در روزهای پیش از درگیری، به طرف امام حسین (ع) رفت و همراه او بود […] -
0
مقتل – به نیزه زدن شمر سر مطهر سید الشهداء را و تکبیر گفتن لشگر عمر بن سعد
پس از آنکه شمر ملعون سر مطهر سید الشهداء علیه السلام را جدا کرد از روی سینه امام علیه السلام برخاست و بلافاصله آن سر غرقه بخون را بر نیزه […] -
0
مقتل فضیل بن عمر رسانی – شهدای کربلا – از قبیله بنی اسد بن خزیمه
۲۶ – حبیب بن مظاهر: او را بدیل بن صریم غفقانی به شهادت رساند. او فردی بود که در کوفه برای امام حسین (ع) بیعت میگرفت.۲۷ – انس بن حارث: […] -
0
مقتل – حرکت حضرت اباعبدالله الحسین از مکه معظمه به طرف عراق
اشارهمرحوم مفید در ارشاد میفرماید: روز خروج جناب مسلم بن عقیل سلام الله علیه در کوفه سه شنبه هشتم ذی الحجه سال شصت هجری بود و روز نهم شهادت آن […] -
0
ترجمه مقاتل الطالبین – عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب
مادر عبدالله، دختر سلیس بن عبدالله بود و این سلیس برادر جریر بن عبدالله بجلی است، و برخی گفته اند که مادرش کنیز بوده، و در حدیثی که برای ما […] -
0
ترجمه مقاتل الطالبین – محمد بن جعفر بن حسن
و از جمله محمد بن جعفر بن حسن بن جعفر بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام است.او پس از حسین بن محمد به عنوان جانشین او […] -
0
مقتل – وداع جناب مسلم بن عقیل با سلطان سریر ولایت خامس آل عبا
پس از آنکه حضرت خامس آل عبا صلوات الله و سلامه علیه جناب مسلم را ماموریت رفتن به کوفه دادند وی از خدمت آن سرور بیرون آمد و در گوشهای […] -
0
مقتل ابصار العین فی انصار الحسین – قاسط بن زهیر بن حارث تغلبی و برادرانش کردوس و مقسط
این سه برادر از اصحاب علی (ع) بودند که در جنگهای آن حضرت جزو مجاهدین او بودند که بعد از آن حضرت با امام حسن (ع) بودند و مقیم کوفه […] -
0
مقتل ابصار العین فی انصار الحسین – عماره بن صلخب ازدی
بر وزن جعفر با صاد مهمل و لام و خاء معجمه و باء مفرده.عماره، از شیعیانی بود که در کوفه با مسلم بن عقیل بیعت کرد و همراه او خروج […] -
0
مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق – شعر خوانی در رثای سرور آزادگان
۱٫ عن ابیهارون المکفوف قال: قال لی ابوعبدالله علیه السلام: یا اباهارون انشدنی فی الاحسین علیه السلام فانشدته، قال: فقال لی: انشدنی کما تنشدون یعنی بالرفه، قال، فانشدته:امرر علی جدث […]