آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع) – این گونه بود بر تو سلام و درودشان
این گونه بود بر تو سلام و درودشاندیدی چه کرد با تو نگاه حسودشان از کینهی علی همه آتش گرفته انداما به چشم های تو میرفت دودشان محراب ابروان تو […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – تنم زخمی، لباسم پاره پاره (روح الله گائینی)
تنم زخمی، لباسم پاره پارهشمار دردهایم بی شماره ز دست سیلی سنگین دشمننه گوشی دارم و نه گوشواره -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – سه سال طفل تو بودن هزار سال گذشت (محمد سهرابی)
سه سال طفل تو بودن هزار سال گذشتتکامل دل زار من از کمال گذشت محال بود که آن خارها مرا نکشندولی به شوق تو جان من از محال گذشت پس […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – علی اکبر ولیعهد شاه و شاه منه
علی اکبر ولیعهد شاه و شاه منهعلی اکبر همیشه مراد راه منه علی اکبر امید دل و پناه منهعلی اکبر همه عشقمه ۲ ندارم غصه توی این دنیا همیشه هستم […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – بـر من و زمزمهی – وا وَلَدا
بـر من و زمزمهی – وا وَلَدادل جدا گریه کند دیده جدا پیش آیینهی مصباحِ هُـدیدلـم آرام نگیـرد بـه خـدا هست مطلوب دلم مطلب اوبگذاریـد ببـوسم لـب او زینبـم! ایـن […] -
0
شعر روضه اربعین حسینی – چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت
چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفتتمام سوی دو چشمم پس از برادر رفت به جای آن همه تیری که بر تنت آمدلباس کهنه و انگشتر مطهر رفت صدای حرمله […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) – قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است
قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده استسرباز آخر را خودش میدان فرستاده است از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفتاز نسل ماهی های دریاهای آزاد است نه ضربت […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه طایر گلزار وحی
مشخصاتمناسبت شهادتسبک مرثیهقالب قصیدهشاعر سازگار حاج غلامرضامنبع یک ماه خون گرفته(۱)تعداد استفاده ۰متن شعرطایر گلزار وحی! کجاست بال و پرت؟که با سرت سر زدی به نازنین دخترتز تندباد خزان شکفته […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – غریبی، بیکسی، منزل به منزل
غریبی، بیکسی، منزل به منزلخبر دارد ز حالم چوب محمل چهل روز است در سوز و گدازمفقط خاکستری جا مانده از دل چه بارانی دو چشم آسمان استچه طوفانی دل […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه یاد داری مدینه موقع خواب
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب قافیه پریشانشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعریاد داری مدینه موقع خوابدست تو بود بالش سر منهر زمانت صدا زدم گفتیجان من ناز دانه دختر من–یاد داری تو […]