آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – عاشقی را کمی خطر باید
عاشقی را کمی خطر بایددل مجنون و در به در باید وصل بی درد سر گوارا نیستهمره وصل درد سر باید تا رسیدن به خانه ی لیلابار بستن از این […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – دیدم آن حالات شوق و شور را
دیدم آن حالات شوق و شور رادر میان چهره هاشان نور را در هوای عاشقی پر می زدندتا خدا با گریه معبر می زدند در دل شب با نوا و […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – وقتی تو نیستی دل من زار میشود
وقتی تو نیستی دل من زار میشودبی تو رقیه از همه بیزار میشود گاهی در آسمانی و میبینمت ولیتا ضجر میرسد همه جا تار میشود آن خاطرات تلخ که مادربزرگ […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه امشب خرابه از رخ تو
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ***قالب آهنگینشاعر انسانی حاج علیمنبع یک دمتعداد استفاده ۰متن شعرامشب خرابه از رخ تو مثل گلشن شدویرانه روشن شدشکر خدا دیدار رویت قسمت من شدویرانه روشن شدکِی جای […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد
بعد از تو گوشواره به دردم نمی خوردرخت و لباس پاره به دردم نمی خورد ای آفتاب برسرزینب طلوع کناین چند تا ستاره به دردم نمی خورد نزدیک تر بیا […] -
0
میلاد امام حسین (ع) – امشب آوای خوشی روح فزا می آید
امشب آوای خوشی روح فزا می آیدلشکر نور از آن سوی فضا می آید بوی گل از نفس باد صبا می آیددسته دسته ملک از اوج سما می آید سجده […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – افسوس می خورم که نسیم غروب شام (عبدالحسین مخلص آبادی)
این ها شنیده اند اذان گفتن تو راباید نماز مغرب خود را قضا کنند حتی اگر امام جماعت نداشتندمثل خودم به نیزۀ تو اقتدا کنند رسمش نبوده گوشه نگاهی نمی […] -
0
اشعار شهادت حضرت رقیه (س) – دختر زار توام کز زندگی سیرم پدر (علی رضا عتصری)
دختر زار توام کز زندگی سیرم پدرعمر من آنقدر نیست اما دگر پیرم پدر آمدی آری بیا خود را نمایان کن ببیناز زبان زخمِ زبانهاشان چه دلگیرم پدر نیشتر می […] -
0
شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) – الا ز صبـح ازل یـار سیـدالشهدا (سازگار)
الا ز صبـح ازل یـار سیـدالشهدایگانـه یوسـف بـازار سیـدالشهدا ز کودکی همه جا همدم امام حسینبه شهـر کوفه علمدار سیدالشهدا گرفته جان و سر خویش در کف اخلاصبه کوفه گشته […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – چهل طلوع… چهل صبح زرد بیخورشید
چهل طلوع… چهل صبح زرد بیخورشیدزمین! به دور مدارت نگرد بیخورشید چهل غروب، چهل شط خون سرگردانکه از مدار زمین گشته طرد بیخورشید صدای شیهه اسبی است …. در افق […]