آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار وصف حضرت رقیه مهر و هم مهتاب منه
مشخصاتمناسبت مدحسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعررقیه (۲) مهر و هم مهتاب منهرقیه (۲) دختر ارباب منه–رقیه (۲) بخدا جانان منهرقیه (۲) دختر سلطان منه–چو زهرا مادرش بی […] -
0
شعر استقبال محرم – ریزد از چشمم ستاره، در جگر دارم شراره
ریزد از چشمم ستاره، در جگر دارم شرارهمی چکد خون شهیدان از هلال خون دوباره شد محرم ماه ماتمواحسینا، واحسینا خون هفتاد و دو عاشق، می دمد از دشت و […] -
0
اشعار ولادت حضرت رقیه (س) – ای اخـتر مـدینه و مـاه مـنیر شـام
ای اخـتر مـدینه و مـاه مـنیر شـامبـر آفـتاب روی تـو هـر روز و شب سـلام تـو فـاطمه نـژادی نـامت رقـیه اسـتنـور دل حـسینی و پـرورده کَـرام -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع) – میـان هـلهـله گـم کـرده ام صدایت را
میـان هـلهـله گـم کـرده ام صدایت راو بـاد بـرده از ایـن دشـت ردّ پایت را برای اینکه به من جات را نشان بدهیبه زور سعـی نکن بشنوم صدایت را که […] -
0
اشعار شهادت حضرت رقیه (س) – گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز (مهدی نظری)
گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوزتن من آب شد اما اثرم هست هنوز جای سیلی زروی گونه من پاک نشد!ردشلاق بروی کمرم هست هنوز می توانم بخداباتو بیایم […] -
0
شعر رحلت حضرت رقیه علی اکبر پیروی
چه با آن نوگل بستان زهرا علیه السلام شد ، خدا داندکه رفت از هوش و شد مدفون و آنجا بستری داردحسین بن علی علیه السلام در شام ویران دختری […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – ای ز رُخت پیدا حُسـنِ مصطفی
ای ز رُخت پیدا حُسـنِ مصطفیتو معنی عشقی مظهـر وفـا علی ! عَلَی الدُّنیا بَعدَکَ العَفیبه حُسن و زیبایی مثـل احمـدی تو نور چشم من یا«محمّدی»؟آینـهی غـرقِ نـور سرمـدی میشکنـی […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – تکسوار عشق – وحیده افضلی
ناز تو و قدم زدن ات ای بهار عشقآهسته رو که من نشوم شرمسار عشق دارند روی شانه ی تو تاب می خورنداین گیسوان ریخته چون آبشار عشق ای قد […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه من رقیه دختر سالار دینم
مشخصاتمناسبت مدح و مرثیهسبک ولادتیقالب قصیدهشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعرمن رقیه دختر سالار دینمغنچه ی باغ امام سومینمماهتابم چشمه سارم نوبهارمکوکبم نورم شهابم مه جبینمجان مادر نور چشم زینبم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – وایِ من خیمه ها به غارت رفت
وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چند خیمه سوزانخواهری دل شکسته حیران ماند وایِ من چادری به یغما رفتبانویی معجرش در آتش سوخت مَردِ […]