آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار کاروان اسرا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنندبی حرمتی به آینه را باب می کنند در قتلگاه، آن جگر تشنه ی تو رابا مشک های آب خنک، آب می کنند […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – ای رخ تو کعبه دلها ، میوه ی قلب گل زهرا
ای رخ تو کعبه دلها ، میوه ی قلب گل زهراذکر همه عاشقا اینه ، خوش آمدی یوسف لیلا ای همه ی عشق امام ِ عالمینبر اهل بیت مصطفی نور […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانش
خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانشحسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش دهان و چشم و ابرو: کوثر و تطهیر و فرقانشحسین ابن علی پیغمبر و این است […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – اربعین رسیده و دلا شده خدایی
اربعین رسیده و دلا شده خدایییک بار دیگه شده قافله کربلایی صلی الله ُ علیک َ، مولانا یابن الزهرا ، شهید کرببلا غریب و تنهاببین با دیده ی تر ، […] -
0
شعر ویژه اربعین – این چهل روز ، از طلوع آن سرت
این چهل روز ، از طلوع آن سرتشد غروب، خورشید عمر همسرت دائماً میکرد نجوا با دلشای حسین جان، خوش به حال اصغرت -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – حُسن کلّ ِ ، آل احمد ، جلوه شد در ، روی اکبر
حُسن کلّ ِ ، آل احمد ، جلوه شد در ، روی اکبرروی کُلّ ِ،عرشیان تا ، صبح محشر ، سوی اکبر مهر و مهتاب آمد امشب ، آمد امشبجان […] -
0
اشعار شهادت حضرت رقیه (س) – خرابـه گوشه سـی عمّـه گتـوردی جانه منی
خرابـه گوشهسـی عمّـه گتـوردی جانه منیگلون چکون سیزی تاری بیر اوزگه یانه منی آچون قولومی قوری یرده جانویروم راحتگلنـده شمـر اونـا ویرمیـون نشـانه منی یوزیمه سیلی ووروب قورخورام دوباره ووراخرابـهده […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – دهد بر حلقه های موی خود منزل اسیرش را
دهد بر حلقه های موی خود منزل اسیرش راتماشا می کنم رخسار چون ماه منیرش را سرا پایش همه ناز است من هم می خرم نازشنبیند تا صف محشر کسی […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – فاطمه گشت فداییِ علی، اما تو
فاطمه گشت فداییِ علی، اما توحنجرت را سپر خسروِ خوبان کردی تا شنیدی پدرت بی کس و تنها ماندهخویش را آمدی و پاره گریبان کردی مادرت گفت همینکه سرت افتاد […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – به جرم اینکه ندارم پدر زدند مرا
به جرم اینکه ندارم پدر زدند مراشبیه مادر در پشت در زدند مرا خبر نداشتم این ها چقدر نامردندخبر نداشتم و بی خبر زدند مرا خدا کند که عمویم ندیده […]