آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار حضرت رقیه (س) – ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان
ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جانتو میدهی بوی مادرم! رقیّه جان! رقیّه جان دخترم ای فروغ دیده! از چه جان تو پر کشیده؟حـاجتت را مگـر گرفتی در کنار […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – جان عالم تصدق سرتان
جان عالم تصدق سرتان به فدای شما و مادرتان تو امیری امیر قلب منی این منم من همیشه نوکرتان میشود لایقم بدانی تا برسم یک سحر به محضرتان تا بخوانم […] -
0
حدیث پیامبر حضرت قائم فرزندان امام حسین
حذیفه از پیغمبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت کرده که فرمود:«لَو لَم یَبقَ مَنِ الدُنیا اِلا یَومٌ واحِدٌ لَطَوَلَ اللهُ ذلِکَ الیَومَ حَتی یَبعَثَ رَجُلاً مِن وُلدی […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – بسوز دل که علی اصغر در تب و تاب است
بسوز دل که علی اصغر در تب و تاب استدرون خیمه ها امشب گمانم قحطی آب است حسین جانم حسین جانم ۲زمین کربلا امشب بسان لاله می سوزد رقیه نوحه […] -
0
شعر ویژه امام حسین (ع) – آرزومند کربلا – افکندجان وتن به پای حسین
آرزو مند کربلای حسینافکندجان وتن به پای حسین گر که خواهی نوا کنی برپابهترینش بود نوای حسین جمله عالم شوند فدای حسینذات حق گشته خون بهای حسین هر(نفس )ذکر لب […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – آمـدی از سـفـر حـزن و بـلا زینب من
آمـدی از سـفـر حـزن و بـلا زینب منآمـدی بـاز به ایـن کـرب و بـلا زینب من روی قـبـرم بـنِـشـیـن آه بکـش اشک بـریـزتـا تـسـلـی بـشـوم قـلـب تـو را زینب من […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – قدش چو نخله ی طوبی و هر دلی چمنش
قدش چو نخله ی طوبی و هر دلی چمنشرخش چراغ وجود و وجود، انجمنش عجب مدار اگر آید از ریاض بهشتزند رسول خدا بوسه بر لب و دهنش ز مکتب […] -
0
کربلا، سرزمین نجات
کربلا، سرزمین نجات قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم : یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعه التى کانت فیها قبه الاسلام نجا الله التى […] -
0
اشعار در وصف حضرت رقیه عمه مظلومه ام
مشخصاتمناسبت شهادتسبک مرثیهقالب آهنگینشاعر سازگار حاج غلامرضامنبع یک ماه خون گرفته(۴)تعداد استفاده ۰متن شعرعمه ی مظلومه ام، دست خدا یار تووقت جدایی شده، خدانگهدار توگریه به حالم کنید، دگر حلالم […] -
0
شعر شب عاشورا – هر که سرباز خدا نیست نماند، برود
هر که سرباز خدا نیست نماند، برودوان که پابند وفا نیست نماند، برود مى کشد پرده تاریک شبانگاه به دشتهر که را شرم و حیا نیست نماند، برود رود آهسته […]