آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – ارباَ اربا بدنت، قلب مرا از جا کند (محمد مهدی عبدللهی)
ارباَ اربا بدنت،قلب مرا از جا کندزخمِ صد پاره تنت، قلب مرا از جا کند با شتاب آمدم از تل سوی مقتل ،ای وایخنجری در دهنت، قلب مرا از جا […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – ای اربا اربای مطهر جان پدر علی اکبر
ای اربا اربای مطهر جان پدر علی اکبرشیر شرف، شبه پیمبر جان پدر علی اکبر بر روی خاک افتاده ای ای جان من جان داده ای****** ای یوسف احمد جمالم […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – حالا برای خنده که دیر است گریه کن
حالا برای خنده که دیر است گریه کنبابا نخواب…موقع شیر است…گریه کن… در مانده ام میان دوراهی…کجا روم؟چشمم که رفته است سیاهی…کجا روم؟ جانِ رباب، من به همه رو زدم […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه دست و پا گیر شدم
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب غزلشاعر ناشناسمنبع گلواژه های عترتتعداد استفاده ۰متن شعردست و پا گیر شدم بیش از اینم نزنیدمن که خود رفتنیم این چنینم نزنیدمن که تسلیم شدم از چه […] -
0
شعر کاروان اسیران – من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده است
من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده استلیک می سوزد سرم چون آتش کین خورده است من نمی گویم چرا لب های تو خونی شدهچون لبانت خیزران ای یاور […] -
0
اشعار شهادت حضرت مسلم (ع) – کاش می شد بنویسم که گرفتار شدم
کاش می شد بنویسم که گرفتار شدممثل خورشید گرفتار شب تار شدم مرد این شهرم و بر پیر زنی مدیونماین هم از غربت من بود که ناچار شدم من نمی […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه یار سفر کرده من
مشخصاتمناسبت شهادتسبک مرثیهقالب آهنگینشاعر سازگار حاج غلامرضامنبع یک ماه خون گرفته(۱)تعداد استفاده ۰متن شعریار سفر کرده ی من از سفر آمدهخرابه را زینت کنم که پدر آمدهخوش آمدی ای پدر! […] -
0
اشعار شهادت حضرت قاسم (ع) – در سرخی غروب نشسته سپیده ات
در سرخی غروب نشسته سپیده اتجان بر لبم ز عمر به پایان رسیده ات آخر دل عموی تو را پاره پاره کردآوای ناله های بریده بریده ات در بین این […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه دشت تاریک
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب غزلشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعردشت تاریک و من از درد به خود پیچیدمناگه از دور سیاهیّ کسی را دیدمبسوی طفل ز ره مانده قدم بر می […] -
0
اشعار حضرت رقیه (س) – می چکد خون از لب و این چهره ی نیلی پدر
می چکد خون از لب و این چهره ی نیلی پدرمی خورم از هر طرف یک ضربه ی سیلی پدر با دو پای کوچکم بر خار و خس آواره اممی […]