آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه امام حسین (ع) – مثل تموم روضه هام
مثل تموم روضه هام رخصت می گیرم از آقام شاید که از روی کرم منو بازم کنه نگام میخوام برات قصه بگم قصه دلداده گیام قصه صحبت منهبا دلبرم گوشه […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – باز این دل من گشته پریشان رقیه (ولی الله کلامی زنجانی)
باز این دل من گشته پریشان رقیهمی سوزم از اندوه فراوان رقیه آئینه زهرا بود آن طفل سه سالهبین جلوه به رخسار درخشان رقیه ای سائل بیچاره مرو بر در […] -
0
شعر روضه امام حسین (ع) – شعله میکشد در من عشق آتشین تو (قاسم صرافان)
شعله میکشد در من عشق آتشین تومیکشد مرا بویی سوی سرزمین تو میشود شروع اینبار سال هجری عشقیتا به راه میافتی مست از مدینه تو عشق کربلا دارد کربلا بلا […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – زبری صورت من و دستان عمّه ام
زبری صورت من و دستان عمّه امتقصیرِ کوچه های یهودیِ شام بود شکرِ خدا هوای مرا داشت خواهرتدر چشم ها عجیب نگاهِ حرام بود پایی که زخم تاول آن هم […] -
0
اشعار شام غریبان امام حسین (ع) – بنی اسد! لاله گون دامن صحراست
بنی اسد! لاله گون دامن صحراستروی زمین پیکر عزیز زهراست گل های زهرا گردیده پرپرهنگام یاری است الله اکبر بنی اسد! این تن پاک حسین استزمین کرب و بلا خاک […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – عروس زهرا چه زیبا گلى در هستى آورده است
عروس زهرا چه زیبا گلى در هستى آورده استکه عطر و بویش زمان و زمین در مستى آورده است موسم خوشحالى است، چون على و عالى استشد حسین باباولى، جان […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – لیلا شده محو رخ زیبای علی
لیلا شده محو رخ زیبای علیجبریل شده خاک کف پای علی تنها نه حسین بن علی مبهوت استخورشید نشسته به تماشای علی -
0
شعر ویژه اربعین – اربعین و جاده های بی کسی
اربعین و جاده های بی کسیزینب و دنیایی از دلواپسی حس نمودم اوج غربت را به تنخورده ام طعنه ز اغیارت بسی آمدم ،حال مرا بنگر حسینای برادر،ای تو هم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید
فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمیدسرّ “علی” نامیدن او را، از دیده ی تر می شود فهمید آمد…ولی مولا دلش خون بود، لب های او […]