آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار مربوط به رقیه نخله طور!
عمّه، مهمان نه، که جان من و جانان منستکنج ویرانه ی شام و، سر خونین پدرآسمان در عجب از این سر و سامان منستاز بهشت آمده آقای جوانان بهشتیوسف فاطمه، […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه ویران سرایم امشب شد
مشخصاتمناسبت شهادتسبک مرثیهقالب غزلشاعر سازگار حاج غلامرضامنبع یک ماه خون گرفته(۲)تعداد استفاده ۰متن شعرویران سرایم امشب شد میهمان سرایماین جا که خیزران نیست قرآن بخوان برایمهر شب صدات کردم امشب […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – آهسته آمدی که دلم را خبر کنی
آهسته آمدی که دلم را خبر کنیسهم مدام جام مرا بیشتر کنی از راه آمدی که زمین را جلا دهیعطری دوباره بر نجف و کربلا دهی ای آفتاب شوق و […] -
0
شعر حضرت حر (ع) – گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردم
گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردمعزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم من آن حرم کز اول خویش را سد رهت کردمتو را در این زمین بین هزاران […] -
0
زیر ضرب تازیانه زبان حال حضرت رقیه
ای گل گلزار پیغمبر کجا افتاده ایاز گلستانت چه شد کاین سان جدا افتاده ایآمد از گلزار یثرب شاخه ای در کربلادر دمشق از شاخسار کربلا افتاده ایاز مدینه بر […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه عمه نازم
مشخصاتمناسبت شهادتسبک واحد جدیدقالب آهنگینشاعر موید سید رضامنبع یک کربلا عطشتعداد استفاده ۰متن شعرعمه ی نازم، سوز و گدازم ببینبا سر بابا راز و نیازم ببینشمعم و پروانه اممُحرم ویرانه […] -
0
شعر شب دوم محرم ورودیه کربلا – این چه نواست ، وز کجا میآید ؟ (حسان)
این چه نواست ، وز کجا میآید ؟کاین نغمه به گوش آشنا میآید یا رب چه غبار دلنشینی است که بازبر لوح دل از خاطره ها میآید ؟ این کیست […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه دل آسمان میل دارد بگرید
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب غزلشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعردل آسمان میل دارد بگریدخرابه نشینی ما گریه داردسر انگشت مشکل گشایم ضعیف استکه خار از کف پای من در بیاردبیا تا […] -
0
بحر طویل روز عاشورا – الا ای قوم ، من جان محمد روح قرآنم ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم (غلام رضا سازگار)
الا ای قوم ، من جان محمد روح قرآنم ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم زعیم و رهنما و ناخدای ملک توحیدم امام و پیشوا و مقتذای اهل ایمانم نمازم،روزه […] -
0
شعر رحلت حضرت رقیه ناشناس
هستی زینب ، نمی خوابی چرا ؟کار ما را ناله مشکل کرده استکاروان در شام منزل کرده استنازنینانی که نور دیده انددر دل ویرانه ای خوابیده اندغم بسی افزون ولی […]