آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بود
سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بودسری که وا شده از هم ز ضربه های عمود سری ز نیزه زمین خورد، وای خواهر اوچگونه می نگرد غلط خوردن […] -
0
شعر شهادت امام حسین (ع) – ای دل سوختگان مست عنایات شما
ای دل سوختگان مست عنایات شماچشم عشاق به باران نزولات شما همه آفاق تجلی سلیمانی تانخضر دلداده داوود مناجات شما ای دل نازنشینان حریم ملکوتدر سراپرده محراب عبادات شما کشتی […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – از شوق تو چشم ما شده، تر اکبر
از شوق تو چشم ما شده، تر اکبربر روی دلم نوشته دلبر، اکبر از شوق وصال قبر تو می باشداینک دل من شبیه کفتر، اکبر اینک تو به دست خود، […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه باز باب عشق سویم باز شد
مشخصاتمناسبت مدح و مرثیهسبک مرثیه زمزمه ایقالب مثنویشاعر امیر حسینی امیر حسینمنبع برگ سبزتعداد استفاده ۰متن شعرباز باب عشق سویم باز شدبار دیگر مثنوی آغاز شداز قلم شد طاقت و […] -
0
اشعار حضرت رقیه (س) – درست مثل نفس های آخرت شده ام
درست مثل نفس های آخرت شده امبه رسم زخم پدر جان برابرت شده ام زمین چقدر برای من و تو دلگیرستبه نیزه پر زده چشمم کبوترت شده ام قرار بود […] -
0
اشعار ولادت حضرت رقیه (س) – ستاره چون گل سر بود روی گیسویش
ستاره چون گل سر بود روی گیسویشحسین فاطمه را مست گرده از بویش ملائکه همه خیل سپاه او هستندفرشته ها همه هستند خادم کویش اگرکه عشق علی جاری است در […] -
0
اشعار شهادت امام حسین (ع) – زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این
زارو گریان حسینم چه بود بهتر از اینسخت حیران حسینم چه بود بهتر از این من نه خود می روم این ره که کسی می بردمخار دامان حسینم چه بود […] -
0
شعر نوحه حضرت رقیه (س) – چشامو ببین که پر از غمه بابا (یوسف رحیمی)
چشامو ببین که پر از غمه بابابا تازیونه اومدن همه بابا شونه ای نبود غیر پنجه های بادموهاموهامو نبین خیلی در همه بابا معلومه از این قد کمونمبار یتیمی سنگینه […] -
0
بحرطویل – شهادت حضرت علی اصغر (ع) -همه ی دشت پر از واهمه گشته ست
از زبان عمر سعد (لعنه الله علیه)همه ی دشت پر از واهمه گشته ست و بین همه ی لشکریان زمزمه گشته ست… کمی همهمه گشته ستو انگار کسی نیست که […] -
0
اشعار مربوط به رقیه غمکده شام می روم
با دل غمزده از سوز درون می گریمهمه اشیاء نگرانند به گرییدن منتو هم از خاک ببین عمّه که چون می گریمکاروان عازم راه است و من خسته هنوزبر سر […]