آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – عطر پیمبر – احسان محسنی فرد
رفتی و لرزه به جان پدرت افتادهاز نفس، خواهر من پشت سرت افتاده همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده استهر طرف تکّه ای از بال و پرت افتاده […] -
0
اشعار شهادت امام حسین (ع) – در دایره عشق گرفتار حسینم
در دایره عشق گرفتار حسینمعاشق شده ی چرخش پرگار حسینم فریاد زند چاه گریبان جنونمعمریست که منصورم بر دار حسینم انگشت نمای همه ی رهگذارانمدیوانه زنجیری بازار حسینم این زاغ […] -
0
اشعار ولادت حضرت رقیه (س) – کم نیست گدا اگر کرم بسیار است
کم نیست گدا اگر کرم بسیار استتا هست عطای دلبرم بسیار است از سفره ی با برکت دستان کریمهر قدر به خورجین ببرم بسیار است از درگه یار اگر که […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – از خیمه ها که رفتی و دیدی مرا به خواب (حاج علی انسانی)
از خیمه ها که رفتی و دیدی مرا به خوابداغی بزرگ بر دل کوچک نهاده ای گرچه زمن لب تو خداحافظی نکردمی گفت عمّه ام به رخم بوسه داده ای […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – دل و دلدار همه یاعلی اکبر ،
دل و دلدار همه یاعلی اکبر ،یار و غمخوار همه یا علی اکبر شب میلاد توست ، دل من یاد توستبفدای رخ ماهت علی اکبر دل من خانه ات شده […] -
0
شعر میلاد امام حسین (ع) – کدام بارقه بر جان کائنات افتاد “سعید حدادیان”
کدام بارقه بر جان کائنات افتادکه می کشند تمام ملائکه فریاد نوشته اند ملائک به ساق عرش خداتولد پسر فاطمه (س) مبارک باد شکوه نام تو را نه فلک همه […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – آقا به جـز مـرگ چـاره نـداره درد اسارت
آقا به جـز مـرگ چـاره نـداره درد اسارت و اللهِ مـا رو زنـده نگـه داشـت شوق زیارت خدا می دونـه سـختی کشیدیم پـی سـر تـو خـیـلی دویـدیم پـیـر تـو شدیـم […] -
0
اشعار شهادت امام حسین (ع) – قسمت می دم به چادر مادر برادر
قسمت می دم به چادر مادر برادرقسمت میدم به حضرت حیدر برادر اینکه سرمه چادر حضرت بتولهچی می شه که بگی خواهرم نذر تو قبوله آقا،مگر که زینب تو مرده […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – ای شهید کربـلایم السلام خـامس آل عبایم السلام
ای شهید کربـلایم السلام خـامس آل عبایم السلامکربلا دانی بـرادر مرده ام کربلا دانی که سیلی خورده ام کربلا دانی کـه زندانی شدم کـربلا دیدی که مهمانی شدمکربلا داغ بـرادر […] -
0
شعر از ناشناس زبان حال زینب کبری
پس آن دختر سید مختار ، و نبیره ولی کردگار ، در آن خرابه بی چراغ در شب تاریک بر روی خاک و ریگ بماند . علی الصباح به اذن […]