آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – این مردمان به شهرت من خنده می کنند
این مردمان به شهرت من خنده می کنندهـر دم به ایـن نجابـت من خنده می کنند جـایـم بـه روی دوش عمـو بـود یک زمـانحـالا بـه ایـن اقـامـت من خنده می […] -
0
شعر شهادت امام حسین (ع) – اگر بگذارند – سید محمدرضا شرافت
شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارندلحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس ستبا تو هرثانیه رؤیاست اگر بگذارند مثل قدش قدمش […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – حریم قدس مرا جبرییل، دربان است (مهدی نظری)
دردم این است عمو نیز در این قافله نیستمثل من پای کسی پر شده از آبله نیست گفتم از منبر نی آیه توحید نخوانسنگ ها منتظر و خواندن تو بی […] -
0
شعر شب عاشورا – در خیمه ها صدای خدایا بلند شد
در خیمه ها صدای خدایا بلند شدزینب برای پرسش آیا؛ بلند شد فریاد وا حسین؛ ز اعماق سینه اشتا گشت با خبر ز قضایا بلند شد پرسید غرق ناله که […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – وقتی از پیش تو رفتم پر من سالم بود
وقتی از پیش تو رفتم پر من سالم بودچادرم ، پوشیه ام ،معجر من سالم بود حرمتی داشتم و پیکر من سالم بودبه خداوند قسم که سر من سالم بود […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه گفت شهزاده علی اکبر شبی
مشخصاتمناسبت مدح و مرثیهسبک ولادتیقالب مثنویشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعرگفت شهزاده علی اکبر شبیبا رقیه از محبت مطلبیکای جهانی بسته ی فتراک تونه فلک سرگشته ی ادراک توجلوه ی […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – صلّ علی محمد علی اکبر آمد
صلّ علی محمد علی اکبر آمدصلّ علی محمد جان حسین خوش آمد شد جلوه گر ز یزدان آیات نور رحماندر آسمان رحمت خورشید شد نمایان طوبای باغ عصمت پر بار […] -
0
اشعار در وصف رقیه غربت خرابه
اسارت سخت است و یتیمی، درد عمیقی است. یک قلب سه ساله چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم و تازیانه اسارت و از آن بدتر درد یتیمی را […] -
0
شعر روضه امام حسین (ع) – دوباره ضربۀ سیلی نشست بر رویی (نادر حسینی)
دوباره ضربۀ سیلی نشست بر روییبه تازیانه کشیدند باز، بازویی اگر چه هیچ دری وا نشد، ولی آن روزبه جای میخ به نیزه زدند، پهلویی شنیده ایم که یک عصر […] -
0
شعر زمزمه امام حسین (ع) – قرآن پاره پاره ام ای یار بی سر من (امیر عباسی)
قرآن پاره پاره ام ای یار بی سر من لاله ی پرپرم حسین پسر مادر من در راه دین کشیده ام بر دوشم بار سِتم بنگر که قدِّ خواهرت مثل […]