آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت حضرت قاسم (ع) – لاله خشکی و از خون خودت تر شده ای
لاله خشکی و از خون خودت تر شده ایبی سبب نیست که این گونه معطر شده ای دشت را از شرر داغ دلت سوزاندییک تنه باغی از آلاله پرپر شده […] -
0
اشعار کاروان اسرا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – پدر ای عمه جان، از لطف میهمان من است امشب
پدر ای عمه جان، از لطف میهمان من است امشبچراغ دوده طاها به سامان من است امشب سر خود را به دامان پدر طفلان نهند امّاز خوشبختی سر بابا به […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه عمه ببین سوز دل
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعرعمه ببین سوز دل و حال خرابمدیدم به رویا روی پایش گرم خوابمدیگر نمانده صبر و تابمدیدم مرا با خنده خواندوبر روی […] -
0
اشعار شهادت حضرت مسلم (ع) – در وادی حسین مجال کلام نیست
در وادی حسین مجال کلام نیستجز با کلام خون به مسیرش پیام نیست با ترس جان، هر آن که قدم زد درین طریقوالله راه عاشقی اش مستدام نیست با خون […] -
0
شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن (ع) – به روی دامان تو جان می سپارم
به روی دامان تو جان می سپارمگلم ولی صبر و تابم را گرفتند با سم مرکب گلابم را گرفتندواویلا واویلا واویلا واویلا گفتم یتیمم همه سویم دویدندبا تیر و نیزه […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه من چهل منزل به دنبالت دویدم
مشخصاتمناسبت شهادتسبک واحد جدیدقالب غزلشاعر موید سید رضامنبع یک کربلا عطشتعداد استفاده ۰متن شعرمن چهل منزل به دنبالت دویدم ای پدرتا در این ویران به دیدارت رسیدم ای پدردیدمت اما […] -
0
اشعار کاروان اسرا – نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کن
نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کننگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحم کن اگرچه غنچه ی بی آب، نشکفد امادرِ فردوس را بگشا، به روی من تبسم […] -
0
اشعار شهادت حضرت رقیه (س) – گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز (مهدی نظری)
گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوزتن من آب شد اما اثرم هست هنوز جای سیلی زروی گونه من پاک نشد!ردشلاق بروی کمرم هست هنوز می توانم بخداباتو بیایم […] -
0
شعر حضرت حر (ع) – گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردم
گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردمعزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم من آن حرم کز اول خویش را سد رهت کردمتو را در این زمین بین هزاران […]