آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار وصف حضرت رقیه از روی تو ای جانانه
مشخصاتمناسبت شهادتسبک بوشهریقالب آهنگینشاعر حسینی سید محسنمنبع بهار حسینیتعداد استفاده ۰متن شعراز روی تو ای جانانهشد غرق صفا ویرانهای یوسف زهرا امشبتو شمع و منم پروانهبگشا دو چشم نازنین را […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه مهر و هم مهتاب منه
مشخصاتمناسبت مدحسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعررقیه (۲) مهر و هم مهتاب منهرقیه (۲) دختر ارباب منه–رقیه (۲) بخدا جانان منهرقیه (۲) دختر سلطان منه–چو زهرا مادرش بی […] -
0
شعر شهادت حضرت قاسم (ع) – این اسبها از این بدنم پا نمی کشند
این اسبها از این بدنم پا نمی کشندجانم درآمد از کفنم پا نمی کشند تا که گلاب ناب مرا در نیاورنداز غنچه های یاسمنم پا نمی کشند این نیزه ها […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – چه تیری دوخت حلقت را به بازو؟
چه تیری دوخت حلقت را به بازو؟چه تیری بند زد سر را به یک مو؟ عبا را می کشم شاید نبینندنوکش بیرون زده از بین پهلو -
0
اشعار شهادت امام حسین (ع) – حسین یار منه خریدار منه
حسین یار منه خریدار منه۲سراپا بیمه عشقم اشکم حسین کار منه۲ سلیمان گر شوم بر او غلام حلقه برگوشمبهشت تا ناز کمتر کن که من شیدای شش گوشم اباعبدالله اباعبدالله […] -
0
شعر نوحه اربعین حسینی – گشته نصیب خواهرت دوباره
گشته نصیب خواهرت دوبارهزیــارت گلــوی پـارهپـاره همسفرم السلام علیکبرادرم السلام علیک حسین مظلوم(۲)***** یک تنه یک سپاه تو منم منزائــر قتلگــاه تــو منـم من عیان بود بر تنم نشانهجزای من […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) – تو تشنه می روی و زمان سفر شده
تو تشنه می روی و زمان سفر شدهیا روزهای تیره تر از شب سحر شده گرم بیان خواهش خشک لبت شدمدیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده شاید که […] -
0
شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن (ع) – آخر ز داغ تو شکستم سینه شکسته تو هستم
آخر ز داغ تو شکستم سینه شکسته تو هستمجز تو زعالم دیده بسته سینه شکسته تو هستم افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برسبیا ببین با من چه ها […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع) – ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره
ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پارهای اشک ها بریزید بر دیده چون ستاره جز من که هم چو خورشید افروختم در این شبکی پاره پاره دیده اندام ماه […] -
0
شعر روضه امام حسین (ع) – دوباره ضربۀ سیلی نشست بر رویی (نادر حسینی)
دوباره ضربۀ سیلی نشست بر روییبه تازیانه کشیدند باز، بازویی اگر چه هیچ دری وا نشد، ولی آن روزبه جای میخ به نیزه زدند، پهلویی شنیده ایم که یک عصر […]