آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت حضرت مسلم (ع) – شهر در زیرِ قدم هاش پریشان شده بود
شهر در زیرِ قدم هاش پریشان شده بودلاف آقایی و مردی زدن آسان شده بود شهر لبریز سکوت است سکوتی مبهمکوچه در کوچه دل آینه حیران شده بود میهمان داری […] -
0
شعر ویژه اربعین – گرچه عطشان و حرم در زمزمه
گرچه عطشان و حرم در زمزمهدر حرم پیچیده، بوی فاطمه شهر شام و آن جسارت ها، امانآن سرت افتاد، بین همهمه -
0
اشعار حضرت رقیه (س) – نـام تـو ای زیبـای من
نـام تـو ای زیبـای منشد نیمه شب آوای من بابـای مـن، بابای مندر کـنج ویرانـه، غریبانه، شدی مهمان من ای پاره پاره لب، مهِ زینب! فدایت جان منبابا حسین چشمان […] -
0
شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن (ع) – از میان غصه و غم تا که رجعت میکنم
-
0
شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن (ع) – ناگهان بر سر قتل تو چه دعوا شده است
-
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – بر نیزه ها از دور می دیدم سرت را
بر نیزه ها از دور می دیدم سرت رابابا! تو هم دیدی دو چشم دخترت را؟ چشمانم از داغ تو شد باغ شقایقدر خون رها وقتی که دیدم پیکرت را […] -
0
اشعار در وصف حضرت رقیه تا پای بوسی
گوشواره هایت کو رقیه؟ / چرا صورتت نیلی است؟ / گیسوانت چرا بوی آتش می دهند؟ / چرا پیراهنت پاره است؟ / چرا دست های کوچکت زخمی است؟ / چرا […] -
0
شعر شب عاشورا – در خیمه ها صدای خدایا بلند شد
در خیمه ها صدای خدایا بلند شدزینب برای پرسش آیا؛ بلند شد فریاد وا حسین؛ ز اعماق سینه اشتا گشت با خبر ز قضایا بلند شد پرسید غرق ناله که […] -
0
شعر ویژه امام حسین (ع) – مثل تموم روضه هام
مثل تموم روضه هام رخصت می گیرم از آقام شاید که از روی کرم منو بازم کنه نگام میخوام برات قصه بگم قصه دلداده گیام قصه صحبت منهبا دلبرم گوشه […] -
0
شعر ویژه عاشورا – تا اینکه نیزه ای بدنش را به خون کشید
تا اینکه نیزه ای بدنش را به خون کشیدگرگی رسید و پیرهنش را به خون کشید از یک طرف عمامه و از یک طرف عباهر کس به یک طریق تنش […]