آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار وصف حضرت رقیه تار و پودی از لباس مندرس
مشخصاتمناسبت شهادتسبک ولادتیقالب غزلشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعرتار و پودی از لباس مندرس گردیده اشمی تواند دیده ی یعقوب را بینا کنداو که دارد پنجه ی مشکل گشا قادر […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – مرکب ترا تا قلب لشگر برد اکبر
مرکب ترا تا قلب لشگر برد اکبراز هر طرف چیزی به جسمت خورد اکبر افتادی و تازه شغالان سر رسیدندهر یک ز جسمت قسمتی می برد اکبر معلوم شد مقصود […] -
0
شعر نوحه حضرت علی اکبر ( ع) – میری و بدرقه ی راهِ توئهِ دعای من
میری و بدرقه ی راهِ توئهِ دعای منخودت و بذار یه لحظه پسرم به جای من حق بده اگه کنار بدن تو جون بدم دست و پا میزنی و می […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – یـازده روز گـذشت از مـه شعبـان معظـم
یـازده روز گـذشت از مـه شعبـان معظـمکه عیان گشت دوباره رخ پیغمبر اکرم ذات حق- جلّ جلاله- پسری داد به لیلاکـه سـراپـای بـود آینـۀ جـد مُکـرّم نه عجب اینکه به […] -
0
شعر شور شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) روزی ِ ما میشه ایشالا به حقّ حسین (امیر عباسی)
روزی ِ ما میشه ایشالا به حقّ حسین/به حقّ حسینحرم سفیر کربلا به حقّ حسین/به حقّ حسین سفیر ِ غریب نینوا/مُسلم ای یار خون خدادل ما شده تنگ حرم/اللهم الرزقنا […] -
0
شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – یک اربعین رنج و بلا کشیدم چه طعنه هایی از عدو شنیدم
یک اربعین رنج و بلا کشیدم چه طعنه هایی از عدو شنیدمکوفه و شهر شام میان بزم عام با خطبه ام غوغا نمودم یزید را رسوا نمودمواویلا واویلا واویلا ******چه […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – سر دادتا سرود غم انگیز چلچله
سر دادتا سرود غم انگیز چلچلهتنها دو گام مانده به پرواز فاصله بارید با بهانه رفتن به های هایسکم داشت طاقت عطش و تاب و حوصله در خون نشست صورت […] -
0
اشعار وصف حضرت رقیه ز آسمان گل شادی دوباره می بارد
مشخصاتمناسبت ولادتسبک ولادتیقالب آهنگینشاعر ناشناسمنبع بایگانیتعداد استفاده ۰متن شعررقیه بنت الارباب(۴)–ز آسمان گل شادی دوباره می باردبپای مقدم جانان ستاره می باردجهان جهان بده مژده که یار می آیدسپیده زد […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانت
نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانتز سرخی ِ غروب بی کسی پرسم نشانت الا ای سر که چون خورشید تابان می درخشیتو روی نیزه و من پای نیزه […] -
0
اشعار مربوط به رقیه مرثیه ز تنهایی دلم
پدر جان، منزلم ویرانه گشتهبود هر شب مرا یادت در آغوشچرا کردی مرا بابا فراموش؟ سرم آن شب که روی سینه ات بودرُخم بر روی چون آینه ات بودکنون ویرانه […]