آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
من آزاد کرده حسینم
من آزاد کرده حسینم در صبحگاهی، عطر گلهای بهشتی، فضای کوچههای خاموش شهر را پر میکند و مدینه گلباران میشود. شمیم دلاویز آلالهها، از آسمان و زمین میتراود و پروانههای […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – از خیمه بیرون آمده پیغمبری دیگر
از خیمه بیرون آمده پیغمبری دیگرپیغمبری دیگر که دارد کافری دیگر جبرییل هم دیگر همان جبرییل سابق نیستدر محضرش می آید اما با پری دیگر عباس بر او قل هوالله […] -
0
شعر نوحه شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) ای نور جمال حیّ سرمدی (امیر عباسی)
ای نور جمال حیّ سرمدی/میا به کوفه سیدیاینجا من ندیده ام به جز بدی/میا به کوفه سیدی/تو نور چشم احمدی تو آسمون ِ سرخ ِ/عاشقی کوکبم مننیا که غصه دار […] -
0
اشعار وداع با ماه محرم و صفر – امید ترک گنه، فرصت صعود گذشت
امید ترک گنه، فرصت صعود گذشتمجال عرض ارادت به آن وجود گذشت بهار روضه ی غم بود و اشک بود عزابهار رفت و عزا رفت و هر چه بود گذشت […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاند
تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاندهق هق بی رمقش دور و برش را سوزاند دست در دست پدر دختر همسایه رسیدریخت نانی به زمین و جگرش را سوزاند […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – بیا برو ای پسرم دست خدا به همراهت
بیا برو ای پسرم دست خدا به همراهتاما کمی آهسته تر تا که کنم خوب نگاهت نمک تو هیچ کسی تو دنیا ندارهبدون تو دنیا دیگه معنا نداره می لرزه […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – زنده ماندن بدون بابا، نه (حسین ایزدی)
زنده ماندن بدون بابا، نهکوفه رفتن، بدون سقا، نه من قسم خورده ام جدا نشوملحظه ای از کنار بابا، نه ما اسیریم و هر کجا ببریدمی رویم، غیر شام، آنجا […] -
0
اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – ساقی بیا که مشکلم آسان نمی شود
ساقی بیا که مشکلم آسان نمی شودجامی بریز باده که پنهان نمی شود طوفانیم، رسیده ام از خم سبو کشمبا این یکی دو جام که طوفان نمی شود ما را […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – میان خیمه قحط آب است ، حرم دیگر در اضطراب است
میان خیمه قحط آب است ، حرم دیگر در اضطراب استپریشان گیسوی رباب است ، واویلا عطش غوغایی کرده بر پا ، صدایی آید بین زنهارباب آهسته جان زهرا ، […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – از کفر نیزه خواست که سر دربیاورد؛
از کفر نیزه خواست که سر دربیاورد؛تا آسمان خبر ببرد، سر بیاورد خورشید چند ماهه ی دست تو کافی است؛تا تیر کفر حرمله را دربیاورد یک سکه ی دو روست […]