آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – خیمه ها پر از تلاطم ، همه چشم براه سقا
خیمه ها پر از تلاطم ، همه چشم براه سقابچه ها با دیده تر ، می خونن انا فتحنا مادری با سوز و نوا – می گه با غصه ای […] -
0
شعر کاروان اسیران – تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردم
تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردمدیده را در طلب دیدن تو تر کردم در همین کرب و بلا از سر شوق ای جانممرغ دل تا سر بام نگهت […] -
0
شعر شهادت حضرت حر (ع) – ای رهبر احرار! من حر شمایم
ای رهبر احرار! من حر شمایمهــرچنـد بــا بیگانـه بـودم، آشنـایم تو در کرم چون جد خود پیغمبر استیتو در بـه روی دشمن خود هم نبستی شـرمنــده از اولاد زهـــرای بتـــولممـردودم […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اکبر ( ع) – با خواهرت چگونه بگویم غم تو را
با خواهرت چگونه بگویم غم تو رادق میکند چو بشنود او ماتم تو را تنها چگونه جمع کنم داخل عبااز جای جای دشت تن درهم تو را در یک عبا […] -
0
شعر شهادت حضرت رقیه (س) – تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاند
تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاندهق هق بی رمقش دور و برش را سوزاند دست در دست پدر دختر همسایه رسیدریخت نانی به زمین و جگرش را سوزاند […] -
0
شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع) – قهرمان،کودک من – قرآن ِ کوچک من
قهرمان،کودک من – قرآن ِ کوچک منای تمام بود و هستم – دست و پا زدی بر دستم ولدی علی علی جان* دل به غمت آکنده – عطش از تو […] -
0
اشعار اربعین حسینی – من که من از داغ غم یار بمیرم
من که من از داغ غم یار بمیرماز داغ غم حضرت دلدار بمیرم یک قافله سالار بود در همه عالمخواهم به ره قافله سالار بمیرم این جان به تنم نذر […] -
0
اشعار شهادت عبداله بن حسن (ع) – برای پرزدنت حجم آسمان کم بود
برای پرزدنت حجم آسمان کم بودولی به بال و پر خسته ات، توان کم بود شتاب کردی و واماند بند نعلینتچقدر شوق شهادت ؟ مگر زمان کم بود؟ چرا تو […] -
0
شعر شب عاشورا – در خیمه ها صدای خدایا بلند شد
در خیمه ها صدای خدایا بلند شدزینب برای پرسش آیا؛ بلند شد فریاد وا حسین؛ ز اعماق سینه اشتا گشت با خبر ز قضایا بلند شد پرسید غرق ناله که […] -
0
اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع) – میخواستم بزرگ شوی محشری شوی
میخواستم بزرگ شوی محشری شویتا چند سالِ بعد علی اکبری شوی میخواستم که قد بکشی مثل دیگرانشاید عصای پیریِ یک مادری شوی لحظه به لحظه رنگ تو تغییر میکندچیزی نمانده […]