معجزات و کرامات

آب گرفتن قبر حضرت رقیه

مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی (متوفای سال ۱۳۵۲) در منتخب التواریخ مینویسد: [ صفحه ۵۲۸] عالم جلیل، شیخ محمد علی شامی که از جملهی علما و محصلین نجف اشرف است، به این حقیر فرمود: جد امی بلا واسطهی من، جناب آقای سید ابراهیم دمشقی، که نسبش منتهی میشود به سید مرتضی علم الهدی و سن شریفش از نود افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد پسر نداشتند.شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیه بنت الحسین (ع) را در خواب دید که فرمودند: به پدرت بگو، به والی بگوید که میان قبر و لحد من آب افتاده و بدن من در اذیت است، بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند!»دختر این رویا را به سید ابراهیم عرض کرد، ولی سید از ترس اهل تسنن به این خواب ترتیب اثر نداد. شب دوم، دختر دوم سید همین خواب را دید و به پدرش گفت و باز پدرش ترتیب اثر نداد. شب سوم دختر کوچکتر همین خواب را دید و به پدر گفت و باز پدر ترتیب اثر نداد. در شب چهارم خود سید ابراهیم آن مخدره (س) را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: «چرا والی را خبردار نکردی؟!»صبح، سید ابراهیم نزد والی شام رفت و خوابش را برای او نقل کرد. والی امر کرد که علما و صلحای سنی و شیعهی شام بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در برکنند، آنگاه به دست هر کس که قفل درب حرم مقدس باز شد، همان شخص برود و قبر مقدس حضرت رقیه (س) را نبش کند و جسد مطهرشان را برون بیاورد، تا قبر مطهر را تعمیر کنند.بزرگان و صلحای شیعه و سنی، با کمال آداب، غسل نمودند و لباس نظیف در برکردند. قفل به دست هیچ یک باز نشد مگر به دست مرحوم سید ابراهیم! بعد هم همهی آنها به حرم مشرف شدند و هر کس کلنگ بر قبر میزد، کارگر نمیشد تا آنکه سید ابراهیم کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد! [ صفحه ۵۲۹] بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند، دیدند بدن نازنین آن مخدره در میان لحد قرار دارد، و کفن آن مخدره مکرمه، صحیح و سالم میباشد، لکن آب زیادی در میان لحد جمع شده است.سید بدن شریف مخدره را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز به همان صورت، بالای زانوی خود نگه داشت و متصل گریه میکرد! تا آنکه لحد مخدره را از بنیاد تعمیر کردند. اوقات نماز که میشد، سید بدن مخدره را بر بالای شیء نظیفی میگذاشت و نماز میگزارد. بعد از فراغ از نماز، بدن مطهر را برمیداشت و بر زانو مینهاد و گریه میکرد، تا آنکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند.سید بدن مخدره را دفن کرد و از کرامت این مخدره، سید ابراهیم در این سه روز نه محتاج به غذا شد و نه محتاج به آب و نه محتاج به تجدید وضو! بعد که او میخواست آن مخدره را دفن کند، برای پسردار شدن خود دعا کرد و خداوند پسری – مسمی به سید مصطفی – به او مرحمت نمود.در پایان، والی شام تفصیل ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت، و او هم تولیت زینبه و مرقد شریف حضرت رقیه (س) و مرقد شریف حضرت ام کلثوم، و حضرت سکینه (س) را به سید ابراهیم واگذار نمود و فعلا هم آقای حاج سید عباس، پسر آقا سید مصطفی، پسر سید ابراهیم سابق الذکر، متصدی تولیت این اماکن شریفه است. سپس آیه الله حاج میرزا هاشم خراسانی میگوید: گویا این قضیه در حدود سنهی هزار و دویست و هشتاد اتفاق افتاده است. [۲۷۱] . [ صفحه ۵۳۰]
برگرفته از کتاب آثار و برکات حضرت امام حسین (ع) نوشته: محمد رضا باقی اصفهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *