حوادث، وقایع، هجرت

یورش شمر برای آتش زدن خیمه ها

۱) در بین حمله کنندگان [یک بار هم] شمر بن ذی الجوشن دست به حمله برد، او با نیزهاش به خیمه حسین [علیه السّلام] ضربهای )
زد و فریاد کشید: برایم آتش بیاورید تا این خیمه را بر اهلش آتش بزنم! زنان فریاد کشیدند و از خیمه خارج شدند! [حسین علیه
السّلام با دیدن این صحنه] فریاد کشید: آی پسر ذی الجوشن! تو آتش میخواهی تا خانهام را بر خاندانم به آتش بکشانی؟! خدا تو
حمید بن مسلم [أزدی] میگوید به شمر گفتم: سبحان الله! این کار به صلاح تو نیست مگر میخواهی گناه «۲» ! را با آتش بسوزاند
خودت را دو برابر بکنی، هم با عذاب الهی [آتش] آنها را عذاب نمایی و هم بچهها و زنها را به قتل برسانی! و الله أمیرت همین که
مردها را
______________________________
۴۳۷ و ۴۳۸ ، به نقل از أبی مخنف از نمیر بن و علۀ از أیّوب بن مشرح خیوانیّ و شیخ مفید تنها رجزی را که حرّ / ۱) تاریخ طبری، ۵ )
.۱۰۴ / خوانده بود نقل کرده است، رک: ارشاد، ۲
۴۳۸ ، ادامه خبر أیّوب بن مشرح. / ۲) تاریخ طبری، ۵ )
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۷۰
بکشی، راضی میشود! [دیگر لازم نیست خیمهها را به آتش بکشی.] شبث بن ربعی تمیمی آمد و گفت: [ای شمر] من نه سخنی
صفحه ۹۱ از ۱۲۰
بدتر از سخن تو و نه موضعگیریای زشتتر از موضعگیری تو دیدهام. مگر تو آمدی زنها را بترسانی؟
[در این بین] زهیر بن قین با ده نفر از یارانش بر شمر و یارانش حمله برد و آنان را از خیمهها عقب راند [و خطرشان] را رفع نمود.
آنگاه [لشکر] همگی به طرف [یاران حسین علیه السّلام] روی آوردند [در این زمان] اصحاب حسین [علیه السّلام] یکی پس از
دیگری کشته میشدند هرگاه یک یا دو نفر از آنها به قتل میرسیدند، [کاستیشان] آشکار میشد، ولی [چون سپاه عمر بن سعد]
«۱» . زیاد بودند کشتههایشان به چشم نمیآمدند
برگرفته از کتاب نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا نوشته: لوطبن یحیی ابومخنف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *