حوادث، وقایع، هجرت

منازل آل رسول در شام بعد از کربلا

از مدت توقف اسرا در شام اطلاع دقیقی ندارم، ولی این مسلم است که در روزهای اول، زندان آل رسول علیهمالسلام جای بسیار بدی بوده است.شیخ صدوق در امالی خود به سندش از فاطمه بنت امیرالمومنین علیهالسلام نقل مینماید: یزید دستور داد اهل حرم امام حسین علیهالسلام با علی بن حسین علیهماالسلام زندانی شوند، آنها در زندانی محبوس بودند که نه از سرما و نه از گرما حفظ نمیشدند تا آن که رنگ صورت آنان تغییر کرد، و یا پوست صورت آنان کنده شد [۶۷۸] .از اینجا معلوم میشود که در جایی مثل بیابان آنها را نگاه داشته بودند، اگر چه محصور به دیوار بوده ولی ساختمانی که آنها را از سرما و گرما حفظ کند نداشته است، و از نقل طبری از ابومخنف معلوم میشود که بعدا منزل آنها را تغییر دادند و در جای جداگانهای با علی بن حسین علیهماالسلام بودند [۶۷۹] .در «بصائر الدرجات» به سند معتبر از محمد حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل مینماید: اهل بیت علیهمالسلام را در خانه مخروبهای جای دادند، بعضی از اسیران گفتند: ما را در اینجا آوردهاند که ساختمان به روی ما خراب شود. زندانبانان به زبان رومی خود میگفتند: اینان میترسند که دیوار بر روی آنان خراب شود، در حالی که فردا همگی کشته خواهند شد [۶۸۰] .شما از همین روایت معتبر میتوانید چگونگی سلوک یزید با اسیران را به دست آورید، من اطمینان دارم که منظور او همین بود که میخواست دیوار بر روی آنان خراب شود، و همه اسرا کشته شوند، و راه عذری برای خود داشته باشد و بگوید دیوار به روی آنان افتاده و کسی آنان را نکشته است. [ صفحه ۵۵۷] و از سخن زندانبانان معلوم میشود که آنها را در معرض دیوار خراب قرار داده بودند که به زودی فرمان یزید برای کشتن همه اسیران از مرد و زن، کوچک و بزرگ صادر شود، مثل آن که هر چه احساسات مردم شدیدتر میشد تغییر روش یزید محسوستر میشد؛ و کار به جایی رسید که آنان را وارد منزل خود نمود، و زنان آل معاویه را به استقبال حرم آل رسول صلی الله علیه و آله و سلم روانه کرد؛ و در منزل خود برای حسین شهید علیهالسلام عزاداری نمود، و سرانجام آنها را با احترام توسط نعمان بن بشیر انصاری به سوی مدینه روانه نمود.آنها روزها توقف میکردند و شبها حرکت مینمودند، نعمان با افراد خود در پیشاپیش قافله حرکت میکرد و چون در جایی منزل مینمودند از آنان دور میشدند به اندازهای که اگر کسی میخواست بیرون آید و قضای حاجتی نماید مانعی نباشد. آنها با آل پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به مهربانی رفتار مینمودند، و از حوائج آنان سوال میکردند.اکنون مناسب است در این جا کلام را با ذکر روایاتی ختم نمایم:علامهی مجلسی رحمهالله در «بحارالانوار» از «قرب الاسناد» نقل میکند: یقطینی از قداح، از جعفر بن محمد، از امام محمد باقر علیهالسلام روایت کرده است:«لما قدم علی یزید بذراری الحسین علیهالسلام ادخل بهن نهارا مکشوفات وجوههن، فقال اهل الشام الجفاه: ما راینا سبیا احسن من هولاء فمن انتم فقالت سکینه بنت الحسین علیهالسلام: نحن سبایا آل محمد» [۶۸۱] .و از «عیون اخبار الرضا علیهالسلام» از ابنعبدوس، از ابنقتیبه از فضل بن شاذان از حضرت رضا علیهالسلام روایت نموده است: [ صفحه ۵۵۸] «لما حمل راس الحسین علیهالسلام الی الشام امر یزید – لعنه الله – فوضع و نصبت علیه مائده، فاقبل هو و اصحابه یاکلون و یشربون الفقاع، فلما فرغوا امر بالراس فوضع فی طست تحت سریره، و بسط علیه رقعه الشطرنج، و جلس یزید – لعنه الله – یلعب بالشطرنج و یذکر الحسین و اباه وجده – صلوات الله علیهم – و یستهزی بذکرهم، فمتی قمر صاحبه تناول الفقاع فشربه ثلاث مرات ثم صب فضلته مما یلی الطست من الارض.فمن کان من شیعتنا فلیتورع عن شرب الفقاع و اللعب بالشطرنج، و من نظر الی الفقاع و الی الشطرنج فلیذکر الحسین علیهالسلام و لیلعن یزید و آل یزید، یمحو – الله عزوجل – بذلک ذنوبه و لو کانت بعدد النجوم» [۶۸۲] .نیز از تمیم قریشی، از پدرش، از احمد انصاری، از هروی، از حضرت رضا علیهالسلام نقل میکند:«اول من اتخذ له الفقاع فی الاسلام بالشام یزید بن معاویه لعنه الله علیه فاحضر و هو علی المائده و قد نصبها علی راس الحسین بن علی علیهماالسلام فجعل یشربه و یسقی اصحابه و یقول: اشربوا فهذا شراب مبارک و من برکته انا اول ما تناولناه و راس الحسین بین ایدینا و مائدتنا منصوبه علیه و نحن ناکل و نفوسنا ساکنه و قلوبنا [ صفحه ۵۵۹] مطمئنه». [۶۸۳] .از روایت اولی معلوم میشود مخصوصا خانواده پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را روز روشن و بدون حجاب وارد شام کردند و چون اهل شام پرسیدند، شما از کدام اسیران هستید سکینه دختر حسین علیهماالسلام فرمود: ما اسیران آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستیم.و از روایت دومی معلوم میشود که سر حسین را زیر میز غذاخوری گذاشته، و روی میز سفره پهن کرده بودند، و فقاع که یکی از اقسام مسکرات است حاضر کرده بودند، و یزید و دوستانش از فقاع میآشامیدند، و بعد از غذا بر روی همان میز بساط شطرنج را پهنه کردند و سر حسین علیهالسلام در طشت زیر همان میز بود و یزید، حسین و پدر و جد او علیهمالسلام را یاد و استهزا مینمود.پس علی بن موسی الرضا علیهماالسلام فرموده است: هر کس که شیعهی ما است از شرب فقاع و بازی با شطرنج پرهیز کند و هر کس به این دو نظر کرد، حسین علیهالسلام را به خاطر آورد و بر یزید و آل زیاد لعنت کند که خداوند گناهان او را اگر چه به عدد ستارهها باشد میآمرزد.و از روایت سومی معلوم میشود اول کسی که برای او فقاع در شام تهیه نمودند یزید بن معاویه بود، و در آن موقعی که غذا میخوردند و سر حسین علیهالسلام زیر همان میز غذا بود، یزید از آن فقاع که برای او آوردند میآشامید و به رفقای خودش میداد و میگفت: این شراب مبارکی است و نشانهی مبارکی آن این است که اول مرتبهای که برای ما آورده شده سر حسین، دشمن ما در حضور ماست و غذای ما روی میز بالای سر او آماده است و ما با خیال راحت و قلبی شاد غذا میخوریم. [ صفحه ۵۶۰]
برگرفته از کتاب تاریخ سید الشهدا ء (ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *