حوادث، وقایع، هجرت

ممانعت از تدوین و نشر احادیث پیامبر

یکی از حوادث تاءسف بار و جبران ناپذیر، اقدام خلیفه اول و دوم در جلوگیری از نوشتن و حتی روایت و بازگو کردن احادیث پیامبر می باشد، اخبار مربوط به ممانعت عمر از تدوین و جمع آوری حدیث از نظر شیعه و سنی متواتر است ، توجیه آنها این بود که بخاطر کثرت احادیث و اختلاف آنها و یا تدوین آنها، مردم از قرآن روگردان می شوند و کتاب خدا را رها می کنند، آری عمر قبلا نیز در مقابل پیامبر وقتی حضرت فرمود: برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید، در مقابل حضرت گفته بود، کتاب خدا کافیست ، حتی ابوبکر که پانصد حدیث از پیامبر جمع آوری کرده بود، همه آنها را آتش زد. (۴۳)
و در همین راستا عمر به شهرها نامه نوشت که اگر کسی حدیثی را از پیامبر نوشته باید آن را از میان ببرد(۴۴) و خود او نیز وقتی دید حدیث بسیار شده است ، به مردم دستور داد تا همه را نزد او آوردند، سپس فرمان داد تا همه را طعمه حریق سازند. (۴۵)
او افرادی مثل عبدالله ابن مسعود و ابا درداء و ابا مسعود انصاری را حبس نمود، تنها به این جرم که از پیامبر زیاد حدیث نقل می کنند، آنها در مدینه ممنوع الخروج بودند تا بعد از عمر، که عثمان آنها را آزاد کرد. (۴۶)
و در روایت دیگری آمده است که عمر ابن خطاب از دنیا نرفت تا اینکه اصحاب پیامبر چون عبدالله ابن حذیفه و ابادرداء و اباذر و عقبه ابن عامر را از اطراف گرد آورد و گفت : این احادیثی که در اطراف از پیامبر پخش کرده اید چیست ؟ گفتند: آیا از این کار نهی می کنی ؟ گفت : نه ، ولی نزد من باشید و تا من زنده ام حق ندارید از من جدا شوید، از شما حدیث می گیریم و یا بر شما رد می کنیم ، بدینسان بود که تا عمر زنده بود نزد او ماندند. (۴۷)
و ابوبکر به بهانه اختلاف در احادیث می گفت : از پیامبر چیزی حدیث نقل نکنید و هر کس از شما سو ال کرد بگوئید: میان ما و شما کتاب خداست . (۴۸)
قرظه ابن کعب گوید: عمر به مشایعت ما که به عراق می رفتیم آمد و گفت : می دانید چرا شما را مشایعت کردم ؟ گفتیم : می خواستی ما را احترام کنی ، گفت : علاوه بر آن ، کاری هم داشتم ، شما نزد مردمی می روید که زمزمه ای مانند زمزمه زنبور عسل (در خواندن قرآن ) دارند، آنها را با احادیث پیامبر سرگرم نکنید، من نیز شریک شما خواهم بود، به همین جهت بود که هر وقت به قرظه می گفتند برای ما حدیث بگو می گفت : عمر ما را منع کرده است . (۴۹)
و به همین جهت بود که اصحاب پیامبر از نقل احادیث اجتناب می ورزیدند، و یاللعجب که بهانه این کار، گاهی شبهه ایجاد اختلاف و احادیث کاذب ، و گاهی اعراض مردم از قرآن و گاهی زیاد و کم شدن سهوی در احادیث ذکر می شود.
برگرفته از کتاب اسرار عاشورا نوشته: سید محمد نجفی یزدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *