حوادث، وقایع، هجرت

عذیب الهجانات: پیوستن چهار نفر کوفی به امام علیه السّلام پیشنهاد طرمّاح بن عدی

۱) در عذیب الهجانات، چهار تن سوار بر مرکب از کوفه آمدند، که اسب نافع بن هلال را همراه داشتند و طرمّاح بن عدی سوار بر )
اسب راهنمایشان بود. وقتی به حسین [علیه السّلام] رسیدند این اشعار را برایش خواندند.
ای شترم، از تند راندن من مترس. پیش از طلوع فجر مرا سریعتر ببر تا اینکه مرا همراه بهترین سواران و همسفران به ساحت آن »
بزرگ زاده، حسین علیه السّلام برسانی، آن بزرگوار و آزاده و شکیبایی که خدا او را به بهترین سرنوشت برساند. و او را به بقاء
حسین علیه السّلام] فرمود: به خدا قسم امیدوارم آنچه خداوند برایمان در نظر گرفته ] «. زمانه باقی بدارد
______________________________
۸۱ ، با کمی تغییر. / ۴۰۴ ، ادامه خبر عقبۀ بن ابی عیزار و ارشاد شیخ مفید، ۲ / ۱) تاریخ طبری، ۵ )
۲) عذیب: نام آبگیرهای در چهار میلی قادسیه بوده است که کاروانهای حج کوفه در آنجا منزل میکردهاند. )
.۹۲ / معجم البلدان، ۴
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۱۱
خیر باشد، چه کشته شویم و چه به پیروزی برسیم! ( ۱) [در این هنگام] حرّ بن یزید جلو آمد و به [امام علیه السّلام] گفت: این چند
نفر کوفی جزو کسانی نیستند که با شما آمدهاند لذا من باید آنها را دستگیر کرده یا بازگردانم [حسین علیه السّلام] فرمود:
همانگونه که از خودم دفاع میکنم از ایشان نیز دفاع خواهم کرد، اینها انصار و یاران من هستند، تو قول دادهای تا زمانی که نامه
[ابن زیاد] برسد هیچ تعرّضی به من نکنی، حرّ گفت: بله، ولی [اینها] با شما نیامدهاند.
[حسین علیه السّلام فرمود]: آنها یاران من هستند و به منزله کسانی هستند که با من آمدهاند حال اگر به عقدی که بین من و تو بوده
پایبند بمانی [مشکل نخواهیم داشت]، وگرنه با تو خواهم جنگید! حرّ [وقتی این سخن را شنید] آنها را رها کرد.
سپس حسین علیه السّلام به آن چهار نفر فرمود: از مردم پشت سرتان، کوفه به من خبر دهید.
مجمّع بن عبد الله عائذی- که یکی از چهار نفری بود که نزد [حسین علیه السّلام] آمده بود- گفت: به اشراف مردم رشوه کلانی
داده شده و کیسههایشان پر گردیده تا دلشان بدست آید، و کاملا خیر خواه و دلداده آنها شوند، و لذا آنها بر علیه شما یکدست
شدهاند أما بقیه مردم دلهایشان به سوی شما تمایل دارد ولی شمشیرهایشان فردا بر علیه شما برهنه خواهد گردید. [حضرت فرمود]:
به من بگوئید فرستادهام نزد شما آمد؟ گفتند: چه کسی بود؟ فرمود: قیس بن مسهر صیداوی، گفتند: بله، حصین بن تمیم او را
دستگیر کرد و نزد [ابن زیاد] فرستاد، [ابن زیاد] به وی دستور داد تا شما و پدرتان را لعنت کند، ولی او بر شما و پدرتان درود
فرستاد و [ابن زیاد] و پدرش را لعن کرد، و مردم را به یاری شما خواند و آمدنتان را به آنها خبر داد، از این رو [ابن زیاد] دستور
داد او را از بالای قصر به [زمین] انداختند.
من المؤمنین » : حسین [علیه السّلام] نتوانست خودداری کند، در حالی که اشک از دیدگانش سرازیر شده بود این آیه را قرائت نمود
رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه فمنهم من
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۱۲
از میان مؤمنین مردانی هستند که بر سر پیمانی که با خدا بستهاند راست و درست » «۱» «. قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلًا
رفتار کردهاند و برخی از آنان کسانی هستند که به عهد خویش وفا کرده [به شهادت رسیده است] و برخی دیگر کسانی هستند که
۱) خداوندا! برای ما و آنها بهشت را کرامت فرما، و ما و ) «. در انتظار [شهادت نشسته] اند و هیچ تغییری در عهد خویش ندادهاند
صفحه ۶۲ از ۱۲۰
سپس طرمّاح بن عدی نزدیک حسین [علیه السّلام] «۲» . آنان را در جایگاه رحمت و پاداش ذخیرهشده مرغوب خویش جمع بفرما
آمد و گفت: و الله هر [چه فکر] میکنم کسی را با شما نمیبینم، [چندان یاری ندارید] اگر غیر از همین [سپاه حرّ] که ملازم شما
هستند کسان دیگری به جنگ شما نیایند بازهم از پس شما بر میآیند.
یک روز قبل از بیرون آمدنم از کوفه، نظری به پشت کوفه انداختم آن قدر جمعیت آنجا جمع شده بودند که تاکنون چشمانم
جمعیتی بیش از آنها را در یک جا ندیده بود، در موردشان پرسوجو کردم، گفتند: گرد آمدهاند تا از آنان سان دیده شود و بعد به
سوی حسین فرستاده شوند. از این رو از شما میخواهم اگر برای شما ممکن است به اندازه یک وجب هم به طرفشان نروی! اگر
صلاح میدانی جایی برو که خداوند در آنجا شما را محفوظ نگه دارد تا بدین وسیله قدری درنگ کنی و ببینی نظرت چه میشود.
و برایت روشن شود که چه باید بکنی؟ بیایید شما را در پناه کوهمان که [أجأ] نامیده میشود قرار میدهم و خودم میآیم و شما را
حسین [علیه السّلام] فرمود: خدا به تو و قومت جزای خیر بدهد! بین ما و این قوم «۳» . به آن روستا میرسانم
______________________________
. ۱) احزاب/ ۲۳ )
۴۰۴ و ۴۰۵ ، ادامه خبر عقبۀ بن ابی عیزار، با اندکی حذف. / ۲) تاریخ طبری، ۵ )
۳) منظور از روستا، جایگاه قبیله طیء قبیله طرمّاح است. )
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۱۳
[اصحاب حرّ] قراریست که با توجه به آن، بازگشت برایمان دشوار است. نمیدانیم کار ما و اینها در نهایت به کجا میانجامد؟!
«۱» . طرمّاح بن عدی میگوید: با حسین [علیه السّلام] وداع کردم و به او گفتم: خداوند شرّ جنّ و أنس را از شما دفع کند
برگرفته از کتاب نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا نوشته: لوطبن یحیی ابومخنف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *