از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر میلاد امام حسین (ع) – چون قضا را حکم اندر خلقت انسان گرفت “موذن”

چون قضا را حکم اندر خلقت انسان گرفت
دست نقّاش ازل، بر صورت انسان گرفت

ابتدا آدم قدم بر عرصه ی عالم نهاد
طبق فرمان خدا، در جنّتش اسکان گرفت

کلّ ابنای بشر، ز آدم همی آمد وجود
عالم از نور چراغ مصطفی، تابان گرفت

در ازای کرده ای آدم شد از جنّت برون
جنّت فرخنده را ز آدم بلی شیطان گرفت

امّت مرحومه را، احمد چراغ رهنماست
چون که عالم دانش از وی جلوۀ شایان گرفت

بر محمد ختم مُرسل بس روا باشد سلام
شأن آل ا… را، می باید از قرآن گرفت

فاطمه چون کوثر است و صاحب کوثر علیست
بهره از کوثر خوشا، در سوّم شعبان گرفت

نوگلی از گلشن زهرای اطهر پر گشود
مصطفی بوئید او را گر چه در دامان گرفت

گه گلویش بوسه میزد، گه همی بوسید لب
دیده های نازنینش را سپس گریان گرفت

عالم اندر غرق شادی، لیک زهرا دل ملول
گفت دشت کربلا، شادی ازین خندان گرفت

از قیـــــام کربلایت، ای دلارام بــــتول
قالب بی جان امّت، از تو جانا جان گرفت

تا قیامت یا حسین آن پرچـــــم خونین را
حالیا بر دوش خود، مردانه جانبازان گرفت

من بر این امیدوارم فرصتی آید به دست
خون پاکان را به روزی، باید از دونان گرفت

با وجود همچنین وحدت (مؤذن) را چه غم
دامن آل عبــــا را ملّت ایـــران گرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *