از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عاشورا – بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد (محمد شیخا)

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شورو نشور واهمه درکمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله درشش جهت فکند
هم گریه برملائک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهویی ازدشت پا کشید
هرجا که بود طائری ازآشیان فتاد

شد وحشتی که شورقیامت ز یاد رفت
چون چشم اهل بیت برآن کشتگان فتاد

ناگاه چشم دخترزهرا درآن میان
برپیکرشریف امام زمان فتاد

بی اختیارنعرۀ هذا حسین ازاو
سرزد چنانکه آتش او درجهان فتاد

پس با زبان پرگله آن بضعۀ بتول
رو به مدینه کرد که یا ایّها الرّسول

این کشته فتاده به هامون حسین تست
وین صیددست وپا زده درخون حسین تست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم ازستاره برتنش افزون حسین تست

این خشک لب فتاده وممنوع ازفرات
کزخون او زمین شده جیحون حسین تست

این شاه کم سپاه که با خیل اشک وآه
خرگاه ازاین جهان زده بیرون حسین تست

وین نخل ترکزآتش جانسوزتشنگی
دود اززمین رسانده بگردون حسین تست

این قالب طپان که چنین مانده برزمین
شاه شهیدِ ناشده مدفون حسین تست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *