از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت حضرت رقیه (س) – می سوزونه دلمو نگاه خسته ی تو

می سوزونه دلمو نگاه خسته ی تو
لبای بسته ی تو سر شکسته ی تو

بشین آروم روی دامنم ، بابایی بابایی بابایی
دیدی آخر در اومدم از ، تنهایی تنهایی تنهایی

میشه تنهام نزاری ، پا رو اشکام نزاری ، تو دیگه جام نزاری
بابای نازنینم

زخمـیه بـال و پرم کبوده چشم ترم
عمه فقط می دونه که سوخته موی سرم

تا که گفتم می خوام ببینم ، بابامو بابامو بابامو
زودی بستن با تازیونه ، لبهامو لبهامو لبهامو

وا شده تاول پام ، خیلی می سوزه پلکام ، کم شده سوی چشمام
بابای نازنینم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *