از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت حضرت رقیه (س) – از راه رسیدی خسته ای بابا بشین یه کم کنارم

از راه رسیدی خسته ای بابا بشین (یه کم کنارم)۲
بشین باباجون تایه کم روی چشات (مرهم بزارم)۲

خوش اومدی کلبه ی تاریک مارو کردی چراغون
خوش اومدی باید بازم قصه بگی برام باباجون

خیلی شبا خوابتو می دیدم ، صدای نازت رو می شنیدم
دنبال یـه نـیزه می دویدم

بابایی رفتی چرا بی خبر ، بابایی من نبردی سفر
برگشتی (چرا تو باسر)۲

خدا می دونه این خرابه برامون (خونه نمیشه)۲
بابا دیگه موهای ناز دخترت (شونه نمیشه)۲

نوازش دخترکات اینجا فقط با تازیونست
بابا بزار ببوسمت حرفای من همش بهونست

کجا بوی وای کبوده پلکات ، خاکستره و خاکه بین موهات
چرا داره خون می باره رگهات

بابایی رفتی چرا بی خبر ، بابایی من نبردی سفر
برگشتی (چرا تو باسر)۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *