از دیدگاه شعرا

اشعار در وصف رقیه سوز دل پروانه

سوز دل من در دل پروانه نباشد
پروانه چو من عاشق دیوانه نباشد
ای شمع بسوزم که وفاداری من هم
کمتر ز وفاداری پروانه نباشد
چون گنج درین گوشه ویرانه نهانم
چون گنج به جز گوشه ویرانه نباشد
در محفل ما یک شبی ای دوست گذر کن
کاین جا اثر از مردم بیگانه نباشد
چون مرغ گرفتار قفس باشم و اما
جز قطره خونِ جگرم دانه نباشد
هرگز نرود مهر تو بابا ز دل من
این قصه عشق است، چو افسانه نباشد
نه شمع و چراغی به جز از پرتو رویت
در گوشه این کلبه و غمخانه نباشد
بابا تو چرا غافلی از حال دل من
هرگز خبرت از من دُردانه نباشد
در شام به جز گوشه ویرانه بی سقف
بهر من بیچاره، دگر خانه نباشد
عبدالحسین رضایی
برگرفته از کتاب بانک جامع حضرت رقیه علیهاالسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *