اخلاق و فضائل

عفو و کرم امام حسین

عفو، گذشت از گناه و تقصیر، و کرم، گذشت از مال است. گذشت از هر دو، بر امام علیهالسلام بسیار سهل و آسان بود. چه بسا گذشت از مال برای کسی سهل و گذشت از تقصیر برای او مشکل باشد، ولی بزرگ مرد کسی است که گذشت از هر دو برای او آسان باشد.در «کشف الغمه» نقل نموده است: غلام امام علیهالسلام مرتکب جنایتی شد که مستحق تنبیه و عقوبت بود. حضرت امر نمود او را بزنند.غلام گفت: یا مولای! (والکاظمین الغیظ) [۵۳] .فرمود: از او دست بردارید.گفت: یا مولای! (والعافین عن الناس). [۵۴] .فرمود: یا مولای! «والله یحب المحسنین). [۵۵] .فرمود: تو را آزاد کردم و دو برابر آنچه به تو میدادم، برای تو باشد. [۵۶] . [ صفحه ۵۹] این قصه، نشانگر حلم و عفو و کرم و احسان بیکران امام علیهالسلام است.به راستی! مردان بزرگ از عفو نمودن لذت میبرند، و چه بسا دوست دارند عفو نمایند و اشاره میکنند تا شفیعی پیدا شود، و شفاعت نماید.عفو پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از قریش پس از فتح مکه و عفو امام علیهالسلام از حر بن یزید ریاحی در روز عاشورا، از بزرگترین عفوها محسوب میشود.بلکه میتوان گفت: این عفو به مراتب مهمتر از عفو پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است. زیرا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فاتح شده بود و قریش مغلوب او بودند، و آنان با تمام اذیتها و دشمنیها، بیچاره و تسلیم شده بودند، ولی امام حسین علیهالسلام موقعی حر را عفو نمود که گرفتار پیامدهای کار حر شده بود. زیرا اگر حر در آن موقع که امام علیهالسلام میخواست برگردد جلوگیری نمینمود، ظاهرا قضایای کربلا پیش نمیآمد. پس امام علیهالسلام هنگامی حر را عفو نمود که در اثر رفتار حر، به محاصرهی دشمنان درآمده بود، اما پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم زمانی عفو فرمود که کارهای دشمنان بیاثر شده و همهی دامها را از راه برداشته بود. میان این دو عفو، تفاوت از زمین تا آسمان است.حر بن یزید در روز عاشورا نزد امام علیهالسلام آمد و گفت: ای پسر پیغمبر! قربانت گردم! من همان کسی هستم که نگذاشتم برگردی، و تو را در این مکان فرود آوردم و… حال از گناه خود پشیمان هستم و آمدهام تا جان خود را فدای تو کنم. آیا به نظر تو برای من توبهای هست؟حضرت فرمود: بله! خداوند تو را میآمرزد [۵۷] .جناب حر خود را درست معرفی کرد و امام علیهالسلام را اغفال نکرد، و حضرت بدون آن که تامل کند، توبه او را پذیرفت.به راستی من از عظمت عفو و گذشت امام علیهالسلام در آن موقع، آن هم بدون تامل و توبیخ و ملامت، در حیرتم! زیرا تمامی مصائب آن حضرت و اهل بیت او، مستند به [ صفحه ۶۰] این مرد بود. و چنانکه اندازهی صبر امام علیهالسلام قابل تصور نیست، عفو او نیز بسیار عظیم است. امام علیهالسلام فورا و بیملامت و سرزنش، توبهی او را پذیرفت و از او تجلیل کرد و فرمود: تو حر و آزادمرد هستی چنانکه مادرت تو را به این نام نامیده است. آنگاه از او خواست تا از مرکب پیاده شود [۵۸] .گویا امام علیهالسلام میخواسته در آن حال از او مهمان نوازی کرده و پذیرایی نماید، ولی حر قبول نکرد و اجازه خواست تا به سوی دشمن برود. امام علیهالسلام اجازه داد.شاید وجدان حر ناراحت بوده و دیگر نمیتوانسته در میان اصحاب توقف کند، و به آنان نگاه کند، و با آنان سخن گوید. او خود را شرمنده میدیده و جز با رفتن و کشته شدن، نمیتوانسته خود را آسوده نماید.تعجب میکنم از کسانی که به عظمت گناه حر نگاه میکنند و نمیتوانند از گناه او چشم بپوشند و از او راضی شوند، چگونه به وسعت عفو و عظمت آن فرزند «رحمه للعالمین» نمینگرند، جایی که خود امام علیهالسلام از او گذشت کرده و راضی شده و تمجید کرده، دیگران چه میگویند؟در کتاب «مناقب» روایت شده است: عبدالرحمان سلمی – قاری قرآن – سورهی حمد را به یکی از فرزندان امام علیهالسلام آموخت. وی چون سورهی حمد را برای پدر خواند، امام علیهالسلام امر فرمود که هزار دینار به معلم بدهند و دهان او را از در و جواهر پر نمایند.به آن حضرت گفتند: چرا این مقدار عطا نمودی؟او فرمود: در مقابل عمل وی چیزی نیست. و این دو شعر از امام علیهالسلام است:اذا جادت الدنیا علیک فجد بها علی الناس طرا قبل ان تنفلتفلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت و لا البخل یبقیها اذا ما تولت [۵۹] . [ صفحه ۶۱] همچنین در کتاب «مناقب» روایت شده است: روز عاشورا در پشت امام علیهالسلام علامتی دیدند، علت آن را از امام زین العابدین علیهالسلام پرسیدند.حضرت فرمود: این اثر انبانی است که به دوش خود میگذارد و به خانهی یتیمها و فقیرا و بیوه زنها میبرد. [۶۰] .کمک به مستحقین در خفا و پنهانی، از بزرگ مردانی صادر میشود که به ستایش مردم کار ندارند، و تنها خداوند جهان را در نظر دارند، و برای رضای او با دستان خود و بدون هیاهو به بیچارگان کمک مینمایند خداوند در قرآن میفرماید.(انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا). [۶۱] .«ما برای خشنودی خداست که به شما میخورانیم و پاداش و سپاس از شما نمیخواهیم»
برگرفته از کتاب تاریخ سید الشهدا ء (ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *