اخلاق و فضائل

برتری حضرت ابوالفضل بر شهدا

اکنون باید دید حضرت ابوالفضل علیهالسلام که برای آوردن آب به سوی شریعهی فرات رفته بود آیا موفق به ورود به شریعهی فرات و آوردن آب شد، و یا آن که پیش از آن که [ صفحه ۴۸۰] به شریعه برسد دشمنان او را شهید کردند؟ابوالفرج اصفهانی میگوید: شاعر دربارهی حضرت ابوالفضل علیهالسلام گفته است:احق الناس ان یبکی علیه فتی ابکی الحسین بکربلاءاخوه و ابنوالده علی ابوالفضل المضرج بالدماءو من واساه لا یثنیه شیء و جادله علی عطش بماء [۵۶۲] .از این شعر معلوم میشود که حضرت ابوالفضل علیهالسلام به آب رسیده بود و به جهت یاد آوردن تشنگی امام علیهالسلام – با آن که تشنه بود – از آب نیاشامید، و این مواساتی از او نسبت به امام علیهالسلام بوده است، و چنین نبوده که پیش از آن که به آب برسد دشمنان او را از پای درآورده باشند.آری! بیسبب نیست که دشمنان کیفیت شهادت آن حضرت را کتمان کردهاند و بدین وسیله خواستند شجاعت و مواسات او را با حسین شهید علیهالسلام مخفی نموده باشند.من از نقل شیخ مفید رحمهالله چنین میفهمم که دشمنان، حضرت ابوالفضل علیهالسلام را هدف تیر و سنگهای خود قرار داده بودند و به اندازهای آن حضرت را تیر باران نمودند که بدنش پر از زخم شد و قادر بر حرکت نبود. این حاکی از نهایت شجاعت او است که دشمن او را از دور هدف تیر و یا سنگ قرار داده بود و اگر از نزدیک به او ضربت وارد میآوردند یا با شمشیر یا نیزه، او را از اسب بر زمین میانداختند، چنین نبود که بدن او پر از زخم شود و دیگر نتواند حرکت نماید. و عجیب این که در این حال هم، دو نفر ظالم همدست شدند و به کمک یکدیگر او را شهید نمودند.شیخ صدوق رحمهالله در کتاب امالی خود به سند معتبر از ابوحمزهی ثمالی نقل مینماید: امام سجاد علیهالسلام به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب علیهمالسلام نگاه کرد و اشکش سرازیر شد و فرمود: سختترین روزها بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روز احد بود که [ صفحه ۴۸۱] حمزه، عموی او، اسدالله و اسد رسوله، کشته شد، و پس از آن، روز جنگ موته بود که جعفر بن ابیطالب علیهالسلام در آن روز کشته شد، و روز حسین علیهالسلام سختترین روزها بود که سی هزار نفر اطراف او را احاطه کردند در حالی که همگی خود را مسلمان میخواندند و به جهت تقرب به خدا، خون او را ریختند «ظلما و عدوانا»، و به مواعظ او ترتیب اثر ندادند.آنگاه فرمود: خداوند رحمت کند عمویم عباس علیهالسلام را که برادرش را بر خود مقدم داشت و جان خود را فدای او نمود و در راه او، دو دست او را بریدند! پس خداوند به او دو بال عنایت نمود تا مانند جعفر بن ابیطالب، با ملائکه پرواز کند. و از برای عباس علیهالسلام در نزد خداوند مقامی است که تمامی شهدا آرزو دارند که به آن درجه برسند. [۵۶۳] .مراد از جملهی «فلقد آثر و ابلی وفدی اخاه بنفسه حتی قطعت یداه»، شاید همین گذشت و ایثار او از نوشیدن آب باشد، و «ابلی» اگر فعل مجهول باشد، مقصود همین است که گرفتار بلا و امتحان شد، و اگر فعل معلوم باشد، مقصود آن است که میخواست کاری کند که از دیگران ساخته نبود، خود را در روز روشن و در برابر چشم دشمنان به شریعه فرات رساند و از برای اطفال تشنه لب امام علیهالسلام، آب آورد و به خیمهها رساند، او خود را گرفتار دشمنان کرد، و در این راه، جان خود را فدای امام علیهالسلام نمود، و دو دست او را از بدن جدا کردند.از همین حدیث شریف معلوم میشود که گرفتاریها و ابتلائات حضرت ابوالفضل علیهالسلام را هیچ یک از شهدای دیگر نداشتند و هیچ کسی مانند او ایثار ننمود. بیجهت به آن مقام و منزلت نرسید که تمامی شهدا در آرزوی او باشند. از این که او آخرین فردی بود که شهید شد، معلوم میشود که او در مصائب، شریک برادر بوده و چون دید برادرش بسیار تشنه است و عطش بر او غلبه کرده، خواست به آن [ صفحه ۴۸۲] سرور آب برساند، و چون حسین علیهالسلام را از او جدا کردند، او به تنهایی به سمت شریعه رفت و پس از آن که داخل شریعهی فرات شد و عطش امام علیهالسلام را بیاد آورد آب نیاشامید، «و جادله علی عطش بماء».این همان ایثاری است که حضرت ابوالفضل علیهالسلام انجام داد و تشنه کام از شریعه بیرون آمد، و به قصد بردن آب به طرف خیمهگاه حرکت کرد، جنگ او در مقام اظهار شجاعت و حمله بر دشمن و کشتن آنان نبود، او سقای کربلا است و در فکر آن است که آب را به برادر برساند، در این موقع است که دچار حملات دشمنان از دور میگردد و بدن آن سرور پر از جراحت و زخم میشود، به حدی که قادر بر حرکت نیست.آری! حضرت ابوالفضل علیهالسلام دو دست خود را در این راه داده و به این ترتیب، از شهدای دیگر جدا شد، چون فکر او از دیگران جدا و مقصود او از دیگران عالیتر بود. آنان با دشمنان میجنگیدند و ابوالفضل علیهالسلام درصدد این بوده که دشمنان را از شریعهی فرات و پس از آن از خود دور کند، تا آب به دست آورده را، به امام تشنه لب و حرم او برساند. او به تنهایی در این راه قدم برداشت و در مراجعت، در همان راه شهید و دفن شد تا مردم بدانند که او به تنهایی برای نجات برادر از تشنگی کشته شد و در این راه جان خود را فدا نمود و برای او در این عمل شریکی نیست.در زیارت نامهی حضرت قمر بنی هاشم علیهالسلام آمده است:«فنعم الصابر المجاهد المحامی الناصر و الاخ الدافع عن اخیه، المجیب الی طاعه ربه، الراغب فیما زهد فیه غیره من الثواب الجزیل، والثناء الجمیل، والحقک الله بدرجه آبائک فی جنات النعیم» [۵۶۴] . [ صفحه ۴۸۳]
برگرفته از کتاب تاریخ سید الشهدا ء (ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *