اخلاق و فضائل

امام حسین (ع) صولت شکن یهود

امام حسین (ع) صولت شکن یهود

در جریان مباهله‌ ، رهبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله مسیحیان نجران را برای پذیرش اسلام دعوت کرد؛ اما آنان حاضر شدند نخست با رسول‌خدا مذاکره کنند و از نزدیک با آن حضرت آشنا شوند؛ لذا جمعی از دانشمندان آنان که تقریباً هفتاد نفر بودند و برخی از ناظرین که جمعاً حدود سیصدنفر می‌شدند و در رأس این جماعت دو نفر به‌نامهای‌ : «سید» و «عاقب‌» و طبق بیان بعضی از مفسّرین «جاثلیق‌» و «علقمه‌» بودند ، برای مذاکره حضور یافتند . نخست از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله سؤال کردند : ای محمد! هنوز فرزندی را دیده‌ای که بدون پدر متولد شود ؟ ! و اگر ندیده‌ای چگونه ادعا داری که عیسی پسر مریم است ولی پدر ندارد! ؟ در این هنگام‌ ، خداوندمتعال این آیات نورانی را برای حضرت نازل فرمود : (فَـقل تعالوا نَدْع‌ُ أبنائنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم‌)؛ «بگو بیایید ما فرزندان‌مان و زنان‌مان و خودمان را و شما نیز فرزندان‌تان و زنان‌تان و خودتان را بخوانید ، آنگاه با هم مباهله نماییم و سپس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‌» . در پی نزول این آیات شریفه‌ ، رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان پیشنهاد مباهله داد . سید وعاقب که از علمای بزرگ مسیحی بودند ، پیشنهاد را قبول کردند و ضمناً یک شب را مهلت خواستند تا برای مباهله حاضر شوند . علمای مسیحی نزد اسقف رفته و گفتند : رهبر مسلمانان به ما چنین پیشنهادی کرده است‌ . نظر شما چیست‌ ؟ اسقف که مردی هوشمند بود ـ گفت‌ : فردا ملاحظه کنید محمد با چه افرادی برای مباهله می‌آید ، اگر به همراه خانواده خود بیاید ، با او مباهله نخواهیم کرد ، اما اگر با اصحاب و یاران خود ، باشد ، مباهله ضرری ندارد . روز بعد ، علمای نصاری و اسقف آنان‌ ، مشاهده کردند که رسول خدا صلی الله علیه و آله با برخی ازهمراهانش به سوی محل مباهله در حرکت است‌ . اسقف‌ ، اطرافیان پیامبر را نمی‌شناخت‌ . لذا پرسید : همراهیان پیامبر چه کسانی هستند ؟ اطرافیان او گفتند : جوانی که پشت سر محمد است‌ ، علی پسر عم‌ّ اوست و آن دو کودک نیز نوه‌های او حسن و حسین و آن زن هم فاطمه زهرا دختر اوست‌ . وقتی اسقف مشاهده کرد که پیامبر با نزدیکترین و عزیزترین کسانش به مباهله آمده گفت‌ : ای پیروان مسیح‌! به خدا سوگند من در چهره آنان چنان آثار حقانیت و ایمانی را ملاحظه می‌کنم که اگر دعا کنند ، کوهها از جا کنده خواهد شد ، لذا به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت‌ : ما حاضر به مباهله نیستیم و هرکس بر دین خود بماند!حضرت محمد صلی الله علیه و آله آنها را دعوت به اسلام کرد ولی آنان اسلام را نپذیرفتند . حضرت فرمود : من شما را مجازات خواهم کرد . آنان گفتند : ما نیروی جنگ با اعراب را نداریم بلکه با شما بر این اساس صلح می‌کنیم که در هر سال برای شما دو هزار حُلّه بدهیم‌ . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این پیشنهاد را پذیرفت و صلحنامه را نوشت و مهر و امضا نمود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *